
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
168فإنّه طبیعیٌّ فیمن قضی معظم حیاته فی تودیع دیارٍ و استقبال دیارٍ؛ و قد کان ألوفًا دقیقَ الشُّعورِ إذا أقام فی المکان ألِفه، و إذا عاشر الرّجل کلِف به.1
و منها دقّة وصفه و إجادته، علی الخصوص فی وصف الفَرَسَ و النّاقَة، و هذا طبعًا من ثمار الأسفار؛ لأنّه کان یقضی السّاعات و الأیّام علی فرسه، لا شیءَ یشغله عنه مع تعلّقه به، لأنّه أکبر مساعد له علی النَّجاة فی فراره من أعدائه، و لذلک فلا تکاد تقرأ له قصیدةً إلّا وجدتَ فیها أبیاتًا یصف فیها فرسَه أو ناقَته. و قد فَتَقَت الأسفارُ و المعاشرة قریحَته لاستنباط المعانی أو اقتباسها؛ فمن ذلک قولُه فی قصیدته البائیّة الّتی یصف بها الفراق و ناقته و فرسه، مطلعها:
تَبَصَّر خلیلی هل تـری من ظَعائنِ *** سَلَکْنَ ضحیّا بین حزمی شعبعب»2 إلی أن قال: «و هو أوّل من وصف النّساءَ بالظّباء و المهیٰ، و شَبَّه الخَیلَ بالعُقْبان و العصی، و فرّق بین النسیبِ و سواءٍ فی القصیدة، و قَرَّبَ مَآخِذَ الکلام فَقَیَّد الأوابد، و أجاد الاستعارة و التَّشبیه.»3
إلی أن قال: «مُعَلَّقته و سبب نظمها:
أمّا معلّقته فقد نظمها فی وصف واقعة جرتْ له مع حبیبته و ابنة عمّه: عُنَیزَة، بنت شرحبیل، و خطَر علیه لقاؤها و لعلّهم منعوه منها لما کان من رغبته فی الشِّعر.
أمّا هو فکان یسترق الفُرَص لملاقاتها، فاغتنم فرصةَ ظَعن الحیّ و کانوا إذا ظعنوا مشی الرِّجال أوّلًا ثمّ النّساء، فتخلّف امرؤ القیس عن الرِّجال و تربّص حتّی ظعنت النّساء. و کان فی طریق الظاعنین غدیرٌ یسمّیٰ دارةَ جُلْجُل فی منازل کندة
- . المصباح المنیر: «کلِفتُ به کَلَفًا فأنا کلِفٌ (من باب تَعِبَ): أحببتُه و أُولعتُ به.» (محقّق)
- . دیوان امرئالقیس، ج 1، ص 11.
- . المزهر، ج 2، ص 239.
