
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
167أرفعهم منزلَةً، یتّصل نسبه بملوک کِندَة و هم فی قول العرب بطن من کهلان، و کانوا یقیمون فی البحرین و المُشَقَّر1 ثم أجْلَوا عنهما إلی [منازل] کندة فی حضرموت، و إلیه ینسبون. أقاموا هناک دَهرًا یتولّون بعضَ مناصب الدَّولة علی عهد التابعة الحمیریّین و قد ضاع أکثر أخبارهم.»
إلی أن قال: «و کان امرؤ القیس قوِیَّ الشّاعریّة، و لولا ذلک لم یقل شعرًا؛ لأنّ الملوک کانوا قبله یأنفون من قوله، و لکنّه کان مطبوعًا علیه یقوله. و أبوه حیّ، و کثیرًا ما زجره و هو یعصاه، حتّی اضطر أبوه أنْ یبعده عنه؛ فلم یبال بل جعل یجول فی الأحیاء مع بعض الأخلاط من شذاد العرب من طیّ و کَلْب و بکر بن وائل، فإذا صادف غدیرًا أو روضةً أو موضعَ صیدٍ أقام فذبح لمن معه فی کلِّ یومٍ و خرج إلی الصّید فتصیّد ثمّ عاد فأکل و أکلوا معه و شرب الخمر و سقاهم و غَنَّتْه قِیَانُهُ. و لا یزال کذلک حتّی ینفد ماء ذلک الغدیر ثمّ ینتقل عنه إلی غیره.
فلمّا أُتی نعی أبیه کان بدَمّون من أرض الیمن، فغضب غضبًا شدیدًا و غضبه هاج شاعریّته، و أسفاره فی البلاد زادت اختباره. و لعلّه جاء بلادَ الرّوم قبل سفرته الأخیرة، و الأسفار توسِّع الخیالَ الشِّعریّ، و إذا عاشر النّاس و خالطهم اطّلع علی آدابهم و استفاد معانی جدیدةٍ أو تتفتّق قریحته فتستنبط صورًا جدیدةً، و ذلک من الأسباب الّتی جعلت امرَأ القیس یسبق إلی أشیاءَ فی الشّعر لم تکن معروفةً قبله و تبِعه الشُّعراء فیها.
و إذا أمعنتَ النَّظر فی ما استنبطه من المعانی أو الأسالیب، رأیتها من ثمار الأسفارِ و سَعَة الاطّلاع. فمنها استیقاف الصَّحْب فی الدّیار کقوله: ”قفا نبکِ“ ـ الخ،
- . شمس العلوم: «المُشَقَّر: حصن لکندة بالبحرین.» (محقّق)
