
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
89وَهْنَ النّساء و ضَعفَ رأیهنّ إلی التّلاشِی؛ و مِن أجل ذلک جعل الله الرِّجالَ قوّامین علی النّساء. و أیْمُ اللهِ لو لم یَنصُره منکم أحدٌ لرَجَوتُ أن یکون فیمَن أقبَلَ معه مِن المهاجرین و الأنصار کفایةٌ؛ فانْصُروا اللهَ یَنصُرْکم.
ثمّ قام عمّارُ بن یاسر فقال:
یا أهلَ الکوفة، إنْ کان غاب عنکم أبناؤُنا فقد انتَهَت إلیکم أُمورُنا، إنّ قَتَلَةَ عثمانَ لا یَعتذِرون من قتلِه إلی النّاس، و لا یُنکرون ذلک، و قد جعَلوا کتابَ الله بینهم و بین مُحاجِّیهم؛ فبِهِ أحیا اللهُ مَن أحیا، و أمات مَن أمات، و إنّ طلحةَ و الزّبیرَ کانا أوّلَ مَن طعَن و آخِرَ مَن أمَر، و کانا أوّلَ من بایع علیًّا؛ فلمّا أخطَأهما ما أمَّلاه، نکَثا بیعتَهما مِن غیر حَدَثٍ.»1
صفحة 68: «ثمّ قام قَیسُ بن سَعد فقال: ”أیّها النّاس، إنّ الأمرَ لو استقبل به أهلُ الشّوریٰ کان علیٌّ أحَقَّ بها، و کان قتالُ مَن أبیٰ ذلک حلالًا.“»2
خطبه خواندن عایشه برای مردم بصره در دعوت به جنگ با امیرالمؤمنین علیه السّلام
[الإمامة و السیاسة، مجلّد 1] صفحة 68:
«(قال:) و ذکروا أنّه لمّا نزَل طلحة و الزبیر و عائشة البصرةَ، اصطفّ لها النّاسُ فی الطّریق، یقولون: یا أُمَّ المؤمنین، ما الّذی أخرَجَکِ مِن بیتکِ؟ فلمّا أکثروا علیها تکلَّمَت بلسانٍ طَلقٍ و کانت مِن أبلغ النّاس، فحمدَتِ اللهَ و أثنَتْ علیه، ثمّ قالت:
أیّها النّاس، والله ما بلغ مِن ذَنبِ عثمانَ أن یُستَحَلّ دمُه، و لقد قُتِل مظلومًا. غَضِبنا لکم من السَّوطِ و العَصا، و لا نَغضَب لعثمانَ مِن القَتلِ؟! و إنّ مِن
- . همان، ص 64.
- . همان.
