اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

80
  • مکتوب عمرو عاص به سعد بن أبی‌وقّاص‌ بعد از قتل عثمان، و جواب وی

  •  الإمامة و السیاسة، ابن‌قتیبه دینوری، مجلّد 1، صفحة 48:

  •  «(قال:) ثمّ کتب عمرو بن العاص إلی سعد بن أبی‌وقّاص یسأله عن قتل عثمان، و مَن قتَله و مَن تولّیٰ کِبَرَه.

  •  فکتب إلیه سعدٌ: ”إنّک سألتَنی مِن قتل عثمان، و إنّی أُخبِرک أنّه قُتِل بسیفٍ سَلَّتْه عائشةُ، و صقَّله طلحةُ، و سَمَّه ابنُ أبی‌طالب، و سکت الزُّبیرُ و أشار بیده، و أمسَکْنا نحن، و لو شِئنا دفعنا عنه؛ و لکن عثمان غیّر و تغیّر، و أحسَنَ و أساءَ، فإن کُنّا أحسَنّا فقد أحسَنّا، و إن کنّا أسَأنا فنستغفر اللهَ. و أُخبِرک أنّ الزُّبیر مغلوبٌ بغلبة أهلِه و بطلبه بذنبه، و طلحة لو یجد أن یَشُقَّ بطنَه من حبّ الإمارة لَشَقَّه.“ 

  •  (قال:) و کان ابن‌عبّاس غائبًا بمکّة المشرّفة، فأقبل إلی المدینة و قد بایع النّاسُ علیًّا، قال ابن‌عبّاس: ”فوجدتُ عنده1 المُغیرةَ بن شعبة، فجلستُ حتّی خرج، ثمّ دخلتُ علیه، فسألَنی و سألتُه ثمّ قلتُ له: ما قال لک الخارجُ مِن عندک آنفًا؟ قال: 

  •  قال لی قبلَ هذه الدّخلة: ”أرسِلْ إلی عبدالله بن عامر بعَهدِه علی البصرة، و إلی معاویةَ بعَهدِه علی الشّام، فإنّک تَهدَأ علیک البلادُ، و تَسکُن علیک النّاسُ.“ ثمّ أتانی الآنَ، فقال لی: ”إنّی کنتُ أشرتُ علیک برأیٍ لم أتعقّبه، فلم أرَ ذلک رأیًا، و إنّی أری أن تَنبِذ إلیهما العداوةَ، فقد کفاک الله عثمانَ، و هما أهوَنُ موتةً منه.“

  •  فقال له ابن‌عبّاس: أمّا المرّة الأولی فقد نصَحک فیها، و أمّا الثّانیة فقد غشّک فیها. قال: ”فإنّی قد ولّیتُک الشّامَ فسِرْ إلیها!“ قال: قلتُ: ”لیس هذا برأیٍ، أ تَریٰ معاویة و هو ابنُ عمّ عثمان مخلِّیًا بینی و بین عمله، و لستُ آمَنُ إن ظَفَر بی أن یَقتُلنی بعثمان، و أدنیٰ ما هو صانعٌ أن یَحبِسنی و یَحکُم علیّ، و لکن اکتُبْ إلی معاویة، فمَنِّه و

  •  

    1. . أی: عند أمیرالمؤمنین. (محقّق)
/ 0