اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

51
  • صفحه 39؛ غایة المرام، صفحه 320)»

  • [تعیین خلیفه بدون اطّلاع اهل بیت علیهم السّلام]

  •  در پاورقی صفحه 8 شیعه در اسلام، علاّمه طباطبائی می‌فرماید:

  •  «راجع به آنکه خلفای اوّل بدون اطّلاع اهل بیت، خلیفه معیّن نمودند و علی و یارانش را در مقابل کاری انجام یافته قرار دادند، به شرح [نهج البلاغه] ابن‌أبی‌الحدید، جلد 1، صفحه 58 و 123 ـ 135؛ و [تاریخ] یعقوبی، جلد 2، صفحه 103؛ و تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 445 ـ 460 مراجعه شود.

  •  و چون به آنها اعتراض کردند پاسخ شنیدند که صلاح مسلمانان در همین بود! و راجع به این موضوع به تاریخ یعقوبی جلد 2، صفحه 102 ـ 106؛ تاریخ أبی‌الفداء، جلد 1، صفحه 156 و 166؛ و مروج الذّهب، جلد 2، صفحه 307 و 352؛ و [شرح نهج البلاغه] ابن‌أبی‌الحدید، جلد 1، صفحه 17 و 134 مراجعه شود.»

  •  در اینکه متخلّفین از بیعت با ابوبکر را مخالف با اجتماع مسلمین شمردند و گروه اقلّی که خود را از حکم حق خارج نموده و به عنوان تخلّف از جماعت مسلمانان نام می‌بردند و گاهی با تعبیرات زشت دیگر یاد می‌کردند. در پاورقی 3، صفحه 8، علاّمه طباطبائی در کتاب شیعه در اسلام می‌فرماید:

  •  «عمرو بن حریث به سعید بن زید گفت: ”آیا کسی با بیعت ابی‌بکر مخالفت کرد؟“ پاسخ داد: ”هیچ ‌کس مخالف نبود جز کسانی که مرتد شده بودند یا نزدیک بود مرتد شوند.“ (تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 447)»

  •  اقول: از این مطلب می‌توان برای مظلومیّت مالک بن نُوَیره، به جرم تشیّع، او را مرتد قلمداد نموده سر بریدند، استفاده نمود.

  • [قدغن شدن کتابت احادیث پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم]

  •  شیعه در اسلام طباطبائی، صفحه 9:

  •  «و تنها کسی که به تصدیق پیغمبر اکرم [صلّی الله علیه و ‌آله و سلّم] در أعمال

  •  

/