
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
185”والله إن کان سَجّاعو الخُطَبِ و مُحبِّر و القریضِ لَعیالًا علی یحیی بن خالد بن بَرْمک و جعفر بن یحیی، و لو کان کلامٌ یُتصوَّر دُرًّا و یخیّله المنطقُ السَّریّ جَوهَرًا، لکان کلامَهما و المنتقی مِن لفظهما؛ و لقد کانا مع هذا عند کلام الرَّشید، فی بدیهته و توقیعاته فی أسافل کتبه، عَیَّین و جاهلَین أُمِّیَّین.
و لقد عبرتُ معهم و أدرکتُ طبقةَ المتکلّمین فی أیّامهم، و هم یَرَون أنّ البلاغة لم تستکمل إلّا فیهم، و لم تکن مقصورةً إلّا علیهم، و لا انقادَت إلّا لهم، و أنّهم محضُ الأنام و لُبابُ الکِرام و مِلحُ الأیّام، عِتقُ مَنظرٍ و جودةُ مَخبَرٍ و جزالةُ منطقٍ و سهولةُ لفظٍ و نزاهةُ أنفسٍ و اکتمالُ خصالٍ، حتّی لو فاخرتِ الدّنیا بقلیلِ أیّامهم و المأثورِ مِن خصالهم کثیرَ أیّامِ مَن سواهم مِن لدن آدَمَ أبیهم إلی نفخ الصّور و انبعاثِ أهل القبور، حاشا انبیاءَ الله المُکرمین و أهلَ وحیه المرسلین، لَما باهَت إلّا بهم و لا عوَّلت فی الفخر إلّا علیهم؛ و لقد کانوا مع تهذیبِ أخلاقهم و کریمِ أعراقهم و سعةِ آفاقهم و رفقِ میثاقهم و معسولِ مذاقهم و سنیِّ إشرافهم و نقاوةِ أعراضهم و طیبِ أغراضهم و اکتمالِ خلال الخیر فیهم إلی ملء الأرض مثلَهم، فی جنب محاسن المأمون کالنَّفْثَة فی البحر و کالخَرْدَلَة فی المَهْمَهِ القَفْرِ.“»1
علّت غضب هارون بر برامکه، ارتباط خواهرش فاخته با جعفر بود
صفحة 202: «فقال الرّشید،2 و اغرَورَقَت عیناه حتّی لعرفنا الجَهْشَ فی صدره: ”مَن یَرِد غیرَ مائه یَصدُر بمثل دائه، و مَن أراد فهم ذنبه یوشک أن یقوم علی مثل راحلته. علَیّ بالنَّضّاحات.“»3
- . همان، ص 166.
- . کلام هارونالرشید است پس از قتل جعفر بن یحیی برمکی. (علاّمه طهرانی، قدّس سرّه)
- . الإمامة و السیاسة، ج 2، ص 168.
