
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
179جلب معتصم أتراک را از ترکستان، و دخالت دادن آنها را در امر حکومت
صفحة 79: «و یقول بعض المستشرقین: إنّ مبدأ انهیار المملکة الإسلامیّة کان علی عهد الرّشید؛ و السّببُ فی ذلک علی ما یظهر أنّ الدّولة الأمویّة قامت علی العصبیّة العربیة، فلمّا جاءت الدّولةُ العبّاسیّة أذلَّتِ العصبیّةَ العربیّة و أعلَت شأنَ العصبیّة الفارسیّة، و خاصّةً لمّا أُعطِیَت السّلطةُ للبرامکة فی عهد الرّشید. فلمّا جاء المعتصمُ أضعَفَ العصبیّةَ العربیّة و الفارسیّة معًا بجَلَبَةِ الأتراک و المتعصّبِ لهم، و رأیٰ الأتراک أنّ السّلطان الخلفاء یحارب العصبیّات فخانوا علی أنفسهم و أذلّوهم، فمِنهم مَن قتَلوه و منهم مَن سمَلوا عینَیه، حتّی ضعُفتِ الخلافةُ و زالت من الوجود. و إنّما تحمّل الرّشیدُ هذه المسئولیّةَ لأنّه علی یدَیه و یدِ ابنه المأمون کانت تقویةُ الفُرس علی العَرَب.»1
عبّاسیّون، آداب و رسوم ایران را همچون نوروز، و مجالس شراب و زنبازی را رواج دادند
[یوم الإسلام] صفحة 96:
«ثمّ مُنِی المسلمون بعد ذلک بالأتراک و حُکمِهم و سُلطانِهم؛ جلبَهم المعتصم سنة 218. و استقدم سنة 220 قومًا من بخاریٰ، سمرقند و فرغانة و أُشروسَنة و غیرها من البلاد الّتی نسمّیها ترکستان و ماوراء النّهر، لما عرف عنهم من الشَّجاعة فی القتال، فأظهَروا الشّعبَ فی بغداد فبنیٰ لهم سُرَّ مَنْ رأی، و مکَّن لهم فی الأرض. و کما کانوا قوّةً للدّولة فی أوّل أمرِهم، کانوا آخِرَ الأمر مصیبةً کبریٰ علی المسلمین؛ و بعد
- . جنگ 23، ص 92.
