
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
176و کان مالکُ بن أنس ـ رحمه الله ـ لم یزل صغیرًا و کبیرًا مُحسَّدًا، و کذلک کلُّ مَن عظمت نعمةُ الله علیه فی علمه أو عملِه، أو فهمِه أو ورعِه، فکیف بمَن جمع اللهُ ذلک فیه، و لم یزل منذ نشَأ کذلک قد منَحه اللهُ تعالی العلمَ و العملَ، و الفهمَ و اللُّبَّ و النُّبلَ، و وصل له ذلک بالدّین و الفضل، عُرِف منه ذلک صغیرًا، و ظهر فیه کبیرًا، و استلب الرّیاسةَ ممّن کان قد سبَقه إلیها، بظهور نعمة الله علیه، و سمّوها به علی کلّ سامّ، فاستدعی ذلک منهم الحسَدَ له، و ألجَأهم ذلک إلی البغیِ علیه.
تازیانه خوردن مالک بن انس از جعفر بن سلیمان به واسطۀ بیان حکمی از احکام و روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله
فدسّوا إلی جعفر بن سلیمان مَن قال له: ”إنّ مالکًا یُفتِی النّاسَ بأنّ أیمانَ البیعة لا تَحِلّ، و لا تلزمهم لمخالفتک و استکراهک إیّاهم علیها.“ و زعموا أنّه یُفتِی بذلک أهلَ المدینة أجمعین لحدیثٍ رواه عن النبیّ صلّی الله علیه (و آله) و سلّم أنّه قال: ”رُفِعَ عن أُمَّتی الخطأُ و النسیانُ و ما أُکرِهوا علیه.“
فعظُم ذلک علی جعفرٍ و اشتدّ علیه و خاف أن ینحلّ علیه ما أبرَمَ من بیعة أهل المدینة، و همّ أن یَبدُر فیه بما عافاه الله منه و أنعَمَ علی المسلمین ببقائه؛ فقیل له: ”لا تَبدُرْ فیه ببادرة؛ فإنّه مِن أکرَمِ النّاس علی أمیر المؤمنین و آثَرِهم عنده، و لا بأسَ علیک منه، فلا تُحدِث شیئًا إلّا بأمر أمیر المؤمنین، أو یستحقّ ذلک عندنا بأمرٍ لا یخفی علی أهل المدینة.“
فدسّ إلیه جعفرُ بن سلیمان بعضَ مَن لم یکن مالک یخشی أن یُؤتیٰ مِن قِبَله و مِن مأمنه یُؤتیٰ الحذرُ،1 فسأله عن الأیمان فی البیعة فأفتاه مالکٌ بذلک طُمأنینةً إلیه، و حسبةً فیه، فلم یَشعُر مالکٌ إلّا و رسول جعفر بن سلیمان یأتیه. فأتوا به إلیه مُنتهَکَ الحرّیةِ، مُذالَ الهیبة؛ فأمَر به فضُرِب سبعین سَوطًا. فلمّا سکن الهَیجُ بالمدینة و تمّت له البیعةُ،
- . هذا مَثَلٌ عربیّ، معناه: أنّ الشّخصَ کثیر الحذر و الاحتیاط یؤتی من الجهة الّتی یأمن منها و لا یخافها. (الإمامة و السیاسة)
