اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

171
  •  

  •  

  •  ‌

  • 4. عبّاسیون

  • خروج برادرزادۀ سفّاح بر عموی خود، و اسارت او به دست ابومسلم و زندانی کردن او را در خانه و سپس خانه را بر سرش خراب نمودن

  •  [الإمامة و السیاسة، مجلّد 2] صفحة 149:

  •  «(قال:) و ذکروا أنّ الهیثم بن عدّی أخبرهم، قال: ”لمّا ولی السفّاحُ الشّامَ و استصفی أموالَ بنی‌أمیّه لنفسه، أعجَبَتْه نفسُه؛ و حسَد ابنَ أخیه علی الخلافة فأظهَرَ الطَّعنَ علی أبی‌العبّاس و التنقُّصَ له. فلمّا بلغ ذلک أباالعبّاس، کتب إلیه یُعاتبه علی ما کان منه؛ فزاده ذلک عُجْبًا و حَسَدًا بما فیه، فحبَس الخراجَ، و دعا إلی نفسه، و خلَع طاعتَه، ثمّ قرّب موالِیَ بنی‌أمیّة و أطمَعَهم، و سَدَّ ثُغورَهم، و أبدَی العَزمَ، و أظهَرَه علی محاربة أبی‌العبّاس.

  •  فلمّا انتهت أخبارُه إلی أبی‌العبّاس، کتب إلی أبی‌مسلم یستغیثه و یذکر عظیمَ یده عنده، و یسأله القدومَ علیه لأمر السفّاح. فقدم أبومسلم، فأقام عنده أیّامًا ثمّ خرج إلی السفّاح و معه أجنادُه و قوّادُه؛ فلقی السفّاحَ علی الفرات فهزمه و استباح عسکرَه و أخذ أسیرًا، فقدم به علی أبی‌العبّاس. فلمّا قدم إلیه و أدخل علیه، قال: یا عمّی! أحسنّا

  •  

/ 19