
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
167عمر بن عبدالعزیز و برداشتن او تعدّیات و تجاوزات سابق را
[یوم الإسلام] صفحة 70:
«و من رجالات الأُمویّین أیضًا عُمَرُ بن عبدالعزیز، و کان أُمّةً واحدةً، خالف الأُمویّین فی نَزْعَتِهم و استبدادهم؛ فأحاط نفسَه بفقهاءَ متضلّعین فی الإسلام یستشیرهم و یعمل برأیهم. و کانت أُمُّه تنتسب إلی عمر بن الخطّاب فسمَّته عُمَرَ، و کان یَعتَزّ بهذا النَّسَب و یَشرَئِبّ أن یسیر سیرتَه فی العدل.
فلمّا بدأ خلافتَه رأیٰ أنّ الإصلاح الدّاخلی للبلاد الّتی دخلت فی الإسلام خَیرٌ من الاستزادة فی الفتوح؛ و لذلک أمَر قوّادَه بالتّراجع، و استمال العلویّین الّذین کانوا مضطهدین أشدَّ الاضطهاد من الأُمویّین، و صالحهم، و أبطل سبَّ علیٍّ الّذی کان یَجرِی علی المنابر یوم الجمعة باستمرار، و ردّ إلیهم بلدةَ فدک الّتی احتفظ بها النّبیُّ لنفسه فی حیاته و لم یُورِّثها أبوبکر و عُمَرُ فاطمةَ بنتَ النّبیّ إستنادًا علی حدیث: ”نحن معاشر الأنبیاء لا نُورِّث؛ و ما ترکنا صدقةٌ.“1 کذلک استمال النّصاری فعوّضهم عن کنیسة القدّیس یوحنّا فی دمشق الّتی کان الولید وضَع یدَه علیها، بکنیسة القدّیس توما فی الغوطة، بعد أن کانت قد حُوِّلت إلی جامع، و خفَّف من الجزیة المفروضة علی النّصاری فی قبرص و أیلة. و عامَل الموالِیَ المسلمین معاملةَ العرب المسلمین فرفع عنهم الجزیةَ الّتی کان قد فرضها علیهم عمرُ بن الخطّاب، و سمَح للمسلمین أن یتملّکوا الأراضیَ فی البلاد المفتوحة بعد أن کان عمر بن الخطّاب أبَی تملیکَهم إیّاها و جعَلها مِلکًا للحکومة.
و هکذا ممّا یدلّ علی أنّ عمر بن عبدالعزیز لیس مجرّدَ مسلمٍ صوفیٍّ متألّهٍ ـ کما یدّعی بعضُ المستشرقین ـ بل هو مسلمٌ یعرف دقائقَ الأمور و یواجه بهمّةٍ مشاکلَ
- . صحیح البخاری، ج 4، ص 42.
