اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

165
  •  فلمّا خرج عونُ بن عبدالله، اتبَعه جریرُ بن الخطفی و هو یقول:

  • یا أیُّها الرّجل المُرخِی عمامَتَهُ***هذا زمانُک إنّی قد مضـی زَمَنِی
  • أبلِغْ خلیفتنا إن کُنتَ لاقِیَهُ***أنّی لدی الباب کالمصفود فی قَرَنِ
  • فاحلل صِفادِی فقد طالَ المَقامُ به***و شَطَّت الدّارُ عن أهلی و عن وطنی
  •  قال: فضمن له عونُ بن عبدالأعلی أن یُدخِله علیه. فلمّا دخل علی عمر قال: یا أمیرالمؤمنین، هذا جریرُ بن الخطفی بالباب، یرید الإذنَ. فقال عمر: ما کنتُ أریٰ أحدًا یُحجَب عنّی.

  •  قال: إنّه یرید إذنًا خاصًّا. قال له عمرُ: الْهُ عن ذکره! 

  •  ثمّ حدّثه طویلًا، ثمّ قال: یا أمیرالمؤمنین، إنّ جریرًا بالباب. فقال: الْهُ عن ذکره! قال: إذًا لا أسلَمُ مِن لسانه. فقال عمر: أمّا إذ قد بلغ منک خوفُ لسانه ما أری فأْذَنْ له.

  • اشعار جریر در حضور عمر بن عبدالعزیز برای خواستن صِله و جائزه

  •  فدخل جریرٌ؛ فلمّا کان قیدُ1 رُمحٍ أو رُمحَین و عمرُ مُنکِّسٌ رأسَه، قال: السّلام علیک یا أمیرالمؤمنین و رحمة الله! ثم قال: إنّ الخلفاء کانت تتعاهدنی فیما مضیٰ بجوائزَ و صِلاتٍ؛ قد أصبحتُ إلی ذلک منک محتاجًا. ثم أنشأ یقول:

  • قد طال قَولِی إذا ما قمتُ مُبتهلًا***یا ربّ أصلِحْ قوامَ الدِّین و الـبَشَرِ
  • إنّا لَنرجو إذا ما الغَیْث أخلَفَنا***من الخلیفة ما نَرجو من المَطَرِ
  • أ أذکُرُ الجُهْد و البَلْوَی الّتی نزلت***أم قد کَفانِیَ ما بلَّغتُ من خَبَرِ
  • ما زِلتُ بَعدک فی همٍّ یؤرِّقُنی***قد طالَ فی الحَیِّ إصعادِی و مُنحَدَری
  • لا ینفع الحاضرُ المجهودَ بادیةً***و لا یعودُ لنا بادٍ علی حَـضَرِ
  • کم بالیمامة من شعثاء أرملةٍ***و من یتیمٍ ضعیفِ الصَّوتِ و النَّظَرِ
  •  

    1. . أقرب الموارد: «القَیْد: المقدار؛ یقال: بینهما قَیدُ رُمحٍ: أی مقدار رُمحٍ. ... القِید و القاد: القَدْر؛ یقال: بینهما قِیدُ رُمحٍ و قادُ رُمحٍ: أی قَدْرُ رُمحٍ.»
/ 0