اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

164
  • علی زوجته فاطمة ابنةِ عبدالملک، فقال لها: یا فاطمةُ! فقالت: لبّیک یا أمیرالمؤمنین!

  •  فجعل یَبکِی و کان لها مُحبًّا و بها کَلِفًا، ثم استفاق مِن بُکائه، فقال لها: اختارینی، أو اختاری الثَّوبَ الّذی عمِل لک أبوک؟!

  •  و کان قد عمل لها أبوها عبدُالملک ثوبًا منسوجًا بالذَّهَب منظومًا بالدُّرِّ و الیاقوتِ، أنفَقَ علیه مِائةَ ألف دینار. فقال لها: إن اخترتِنی فإنّی آخذُ الثّوبِ فأجعَله فی بیت المال، و إن اخترتِ الثَّوبَ فلستُ لکِ بصاحب. فقالت: أعوذ بالله یا أمیرالمؤمنین مِن فِراقک! لا حاجةَ لی بالثَّوب.

  •  فقال عمرُ: و أنا أفعل بکُلّ خَصلَةٍ، أجعل الثّوبَ فی آخر بیت ‌المال و أُنفِق مادونه؛ فإن وصلتُ إلیه أنفقتُه فی مصالح المسلمین و إنّما هو من أموال المسلمین أنفقتُ فیه؛ و إن بقی الثوبُ و لم أحتج إلیه، فلعلّ أن یأتی بعدی مَن یرُدّه إلیکِ. قالت: افعَلْ یا أمیرالمؤمنین ما بدا لک.

  •  ثمّ دخل علیه ابنٌ له، و علیه قمیصٌ قد تَذَعذَعَ؛ فقال له عمرُ: رَقِّع قمیصَک یا بنیّ! فوالله ما کنتَ قطّ بأحوجَ إلیه منکَ الیوم!“»

  • جریر شاعر اهل عراق، در انتظار وقت خاص برای ملاقات عمر بن عبدالعزیز

  •  صفحة 116: «(قال:) و ذکروا عن عبدالأعلی بن أبی‌المشاور أنّه أخبرهم، قال: 

  •  قدم جریرٌ شاعرُ أهل العراق و أهلِ الحجاز، علی عُمَرَ أوّلَ ما استُخلف، فأطال المقام ببابه، لا یصل إلیه حتّی قدم علیه عونُ بن عبدالله الهذلیّ ـ و کان من عبّاد النّاس و خِیارِهم ـ و علیه جبّةُ صوفٍ و عمامةُ صوفٍ قد أسدلها خلفَه، فجعل یتخطّی رقابَ النّاس مِن قریش، بنی‌أمیّة و غیرهم لا یُمنَع و لا یُحجَب [هو]، و مثله مِن أکابر النّاس و خیارهم و فضلاءِ العباد و قریش لا یصلون و لا‌ یدخلون.

  •  

/ 0