
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
162الآن فی زمانٍ صار العلماءُ یأتون الملوکَ و الملوکُ تقعد عن العلماء، فصار فی ذلک فسادُ الفریقَین جمیعًا.“»1
صفحة 108: «قال أبوحازم: ”إنّ بنیإسرائیل لمّا کانوا علی الصّواب کانت الأُمراءُ تحتاج إلی العلماء، و کانت العلماءُ تفِرّ بدینها من الأُمراء؛ فَلمّا رُئِی قومٌ من أرذال النّاس تعلّموا العلمَ و أتوا به الأُمراءَ، استغنت الأُمراءُ عن العلماء، و اجتمع القومُ علی المعصیة، فسقطوا و هلَکوا. و لو کان علماؤُنا هولاء یصونون علمَهم، لکانت الأُمراءُ تَهابُهم و تُعظِمهم.“
فقال الزُّهریّ: ”کأنّک إیّای تُرید، و بی تعرّض؟!“ قال: ”هو ما تَسمَع.“»2
صفحة 109: «قال سلیمان: ”ما تقول فی سلام الأئمّة من صلاتهم؟ أ واحدةٌ أم اثنتان؟ فإنّ العلماء لدَینا قد اختلفوا علینا فی ذلک أشدَّ الاختلاف.“
قال: ”علی الخبیرِ سَقَطتَ،3 أرمیک فی هذا بخبر شافٍ: حدّثنی عامر بن سعد بن أبیوقّاص، عن أبیه سعد، أنّه شهد رسولَ الله صلّی الله علیه (و آله) و سلّم یُسلِّم فی الصّلاة عن یمینه حتّی یُریٰ بیاضُ خدِّه الأیمن، ثم یُسلِّم عن یساره حتّی یُریٰ بیاضُ خدِّه الأیسر، سلامًا یُجهِر به؛ قال عامر: و کان أبِی یفعل ذلک.“»4
مرگ سلیمان و بیعت مردم در دمشق با عمر بن عبدالعزیز
صفحة 114: «”و أنّ المقادیرَ کلَّها ـ خیرَها و شرَّها ـ مِن الله، و أنّه هو الهادی
- . الإمامة و السیاسة، ج 2، ص 89.
- . همان، ص 90.
- . أقرب الموارد: «علی الخبیر سقطتَ: أی علی العارف وقعتَ؛ و هو مَثَل سائر للعرب.»
- . الإمامة و السیاسة، ج 2، ص 91.
