اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

160
  •  أنّه لمّا حجّ سلیمانُ بن عبدالملک، و معه عمرُ بن عبدالعزیز؛ و ذلک فی سنة ثمان و تسعین. فلمّا انتهی إلی عقبةِ عَسْفان نظَر سلیمانُ إلی السُّرادِقات، قد ضُربتْ له ما بین أحمر و أخضر و أصفر. و کان یوسفُ بن عمر قد عمل له بالیمن ثلاثةَ سُرادِقات، فکانت تُضرَب له؛ و کان الّذی منها للناس مِن خزٍّ أخضر؛ و الّذی یلیه مِن خزٍّ أصفر؛ ثم الّذی یکون هو فیه من وَشْیٍ أحمر، مُحبّرٌ مِن حَبَرات الیمن، مُزرَّرٌ بالذَّهَب و الفضّة، و فی داخله فُسطاطٌ، فیه أربعةُ أفرشةٍ مِن خزٍّ أحمر، مرافقُها من وَشْیٍ أصفر، و ضُربتْ حُجُبُ نسائه مِن وراء فُسطاطه، و حُجَرُ بنیه و کُتّابه و حَشَمِه قُربَ ذلک.

  •  فلمّا استویٰ سلیمانُ فی قُبّة العقبة و نظر إلی ما نُصِب له قال: یا عمرُ، کیف تری هٰهنا؟ قال: أری دنیا عریضةً؛ یأکُل بعضُها بعضًا! أنت المسئولُ عنها، و المأخوذُ بها!

  •  فبینما هما کذلک، إذ طار غُرابٌ مِن سُرادق سلیمان، فی منقاره کِسرَةٌ فصاح الغُرابُ، فقال سلیمانُ: ما یقول هذا الغرابُ یا عمر؟! قال عمرُ: ما أدرِی، و لکن إن شئتَ أخبرتُک بعلمٍ. 

  •  قال سلیمانُ: أخبِرْنی. فقال عمرُ: هذا غرابٌ طارَ مِن سُرادِقک بکِسرةٍ هو یأکلها، و أنت المأخوذُ بها و المسئولُ عنها مِن أین دخَلَت و أین خرَجَت!

  •  قال سلیمان: إنّک لتجیء بالعجائب یا أباحَفْص! فقال عمرُ: أفلا أُخبِرک بأعجَبَ مِن هذا یا أمیرالمؤمنین؟ قال: أخبِرْنی!

  •  قال: مَن عرف اللهَ تعالی کیف یعصاه؟! و مَن عرف الشّیطانَ کیف یُطیعه؟! و مَن أیقَنَ بالموت کیف یَهنیه العیشُ و یسوغ له الطّعامُ؟! و مَن أیقَنَ بالنّار کیف یضحک؟!

  •  فقال سلیمانُ: نغَّصتَ علینا ما نحن فیه یا أباحَفْص! و مَن یطیق ما تطیق أنت یا عمر؟ أنت والله الموفّقُ المطیع.»1

  •  

    1. . همان، ص 86.
/ 0