
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
155فاستقرّ مُلک عبدالملک، کتب إلیه الحجّاجُ أن یبایع للولید ابنِه و یکتب له عهدَه للنّاس؛ فأبَی ذلک عبدُالملک، لأنّ أخاه عبدَالعزیز کان حیًّا و کان قد استعمله عبدُالملک علی مصرَ، و کتب إلی الحجّاج یُوبِّخه و یقول له: ”ما لَک أنت و التکلّمَ بهذه؟! و کانت البیعة بالشّام لهما جمیعًا!“
إذ مات مروان، و کان عبدُالعزیز نظیرَ عبدالملک فی الحزم و الرّأی و العقل و الذّکاء، و کان عبدالملک لا یفضل عبدَالعزیز فی شیءٍ إلّا بِاسم الخلافة، حتّی لربما کان عبدالملک یأمر بالشّیء فیرید عبدالعزیز غیرَه و یَری خلافَه فیردّه إلی رأیه و لا یمضیه، و کان لا ینکر ذلک عبدُالملک. فلمّا کانت سنةُ إحدیٰ و ثمانین، عقَد عبدُالملک لموسی بن نصیر علی إفریقیّة و ما حولها و وجّهه إلی مَن بها من البَربَر یُقاتلهم، و ضَمّ إلیه بَرْقَةَ.1 فلمّا قدم موسی بن نصیر متوجّهًا، انتهی ذلک إلی عبدالعزیز، فردّه من مصر إلی الشّام، و بعث قرّةَ بن حَسّان الثّعلبی؛ فانصرف موسی بن نصیر إلی الشّام لعبدالملک، و ذکَر امتِهانًا ناله مِن عبدالعزیز و ما استقبله به إلی کلام کثیر؛ فقال له عبدُالملک: ”إنّ عبدالعزیز صِنوُ أمیرالمؤمنین، و قد أمضَینا فعلَه.“ فتوجّه قرّةُ بن حَسّان إلی إفریقیّة، فهُزِم بها و قُتِل غالبُ أصحابه.
بعد از مرگ عبدالعزیز در مصر، عبدالملک برای دو پسر خود: ولید و سلیمان از مردم بیعت گرفت
فلمّا کانت سنة أربع و ثمانین تُوُفّی عبدُالعزیز بن مروان بمصرَ، ثمّ وَلِیَ محمّدُ بن مروان إلی سنةِ ستّ و ثمانین. فلمّا تُوُفّی عبدالعزیز، أجمع عبدُالملک علی بیعة الولیدِ ثمّ مِن بعد الولید سلیمانَ؛ فکتب إلی الحجّاج ببیعة الولید و سلیمانَ، فبایع الحجّاجُ لهما بالعراق، فلم یختلف علیه أحدٌ، و بویع لهما بالشّام و مصر و الیمن.
دعوت حاکم مدینه هشام بن اسماعیل، سعید بن مسیّب را برای بیعت
و کتب عبدُالملک إلی هِشام بن إسماعیل ـ و هو عاملُه علی المدینة ـ أن یأخذ
- . تاج العروس: «بَرْقَة: إقلیمٌ مشتملٌ علی قرًی و مُدُنٍ أو ناحیةٌ بین الإسکندریة و إفریقیة، مدینتُها أنطابُلُس، و هی ما افتتح صُلْحًا، صالَحهم علیها عمرُو بن العاص.»
