
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
116صلح حضرت امام حسن علیه السّلام با معاویه و نگرانی سُلَیمان بن صُرَد خزاعی و کلام حضرت امام حسین علیه السّلام
صفحة 165: «(قال:) ثمّ خرج سلیمانُ بن صُرَد من عنده فدخل علی الحسین، فعرَض علیه ما عرَض علی الحسن و أخبَرَه بما ردّ علیه الحسنُ، فقال الحسین:
”لِیَکنْ کُلُّ رجل منکم حِلْسًا من أحلاسِ بیته ما دام معاویة حَیًّا؛ فإنّها بیعةٌ کنتُ والله لها کارِهًا، فإنْ هلَک معاویةُ نظرنا و نظرتم و رأینا و رأیتم.“»1
شهادت امام حسن علیه السّلام و سرور و سجدۀ معاویه و دخول ابنعبّاس بر معاویه
صفحة 174: «(قال:) فلمّا کانتْ سَنَةَ إحدی و خمسین، مرِض الحسنُ بن علیّ مَرَضَه الّذی مات فیه، فکتب عاملُ المدینة إلی معاویة یخبره بشکایة الحَسَن، فکتب إلیه معاویة: ”إن استطعتَ ألّا یَمضِیَ یومٌ یُمَرّ بی إلّا یأتینی فیه خبرُه فافْعَلْ!“
فلم یزل یکتب إلیه بحاله حتّی تُوُفّی، فکتَب إلیه بذلک. فلمّا أتاه الخبرُ أظهَرَ فَرَحًا و سُرورًا حتّی سجَد و سجَد مَن کان معه. فبلَغ ذلک عبدَالله بن عبّاس ـ و کان بالشّام یومئذٍ ـ فدخل علی معاویة، فلمّا جلس قال معاویة: ”یا ابنعبّاس، هلَک الحسنُ بنُ علیّ!“ فقال ابنعبّاس: ”نعم، هلَک، ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾2 ترجیعًا مکرِّرًا. و قد بلغنی الّذی أظهرتَ من الفَرَح و السُّرور لوفاته؛ أما والله ما سَدَّ جسدُه حُفْرتَک، و لا زاد نقصانُ أجَلِه فی عمرک، و لقد مات و هو خیرٌ منک، و لئِن أُصِبْنا به لقد أُصِبْنا
- . همان، ص 142.
- . سوره بقره (2) آیه 156.
