اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

110
  • المسلمین إیمانًا بالله و رسوله.“ قالوا: ”فما اسمُک؟“ قال: ”أنا عبدالله بن خَبّابِ بن الأرَتّ، صاحبِ رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلّم.“ فقالوا له: ”أفزَعناک؟“ قال: ”نَعم.“ قالوا: ”لا رَوعَ علیک! حَدِّثْنا عن أبیک بحدیثٍ سمعه من رسول الله، لعلّ الله أن ینفعنا به.“ قال: ”نعم، حدَّثنی عن رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلّم، أنّه قال:

  •  ستکون فتنةٌ بعدی، یموت فیها قلبُ الرَّجل کما یموتُ بَدَنُه، یُمسِی مؤمنًا و یُصبِح کافرًا.“

  •  فقالوا: ”لهذا الحدیث سَألناک؟! والله لنَقتُلنّک قِتلةً ما قتلناها أحَدًا!“ فأخذوه و کَتَّفوه ثمّ أقْبلوا به و بامرأتِه ـ و هی حُبْلیٰ مُتِمُّ ـ حتّی نَزَلوا تحتَ نخْلٍ، فسَقَطَتْ رُطَبَةٌ منها فأخَذها بعضُهم فقذَفها فی فیه، فقال له أحدُهم: ”بغیر حِلٍّ أو بغیر ثَمَنٍ أکَلتَها؟!“ فألقاها مِن فیه. ثمّ اخترط بعضُهم سَیفَه فضرَب به خنزیرًا لأهل الذِّمَّة، فقتَله. قال له بعضُ أصحابه: ”إنّ هذا من الفَساد فی الأرض.“ فلقی الرَّجلُ صاحبَ الخنزیر فأرْضاه من خنزِیره.

  •  فلمّا رأی منهم عبدُالله بن خَبّاب ذلک، قال: ”لئن کنتم صادقین فیما أری، ما عَلیَّ منکم بأسٌ، و والله ما أحدَثتُ حَدَثًا فی الإسلام، و إنّی لمؤمنٌ؛ و قد أمَّنْتمونی و قلتم: لا رَوعَ علیک.“

  •  فجاءُوا به و بِامرأتِه؛ فأضجَعوه علی شفیرِ النَّهْرِ علی ذلک الخنزیر، فذبَحوه فسال دمُه فی الماء، ثمّ أقبَلوا إلی امرأتِه، فقالت: ”إنّما أنا امرأةٌ، أما تتّقون اللهَ؟!“ قال: فبَقَروا بَطنَها، و قتَلوا ثلاثةَ نِسوَةٍ، فیهم أُمُّ سَنان قد صَحِبَتِ النبیَّ علیه الصّلاةُ و السّلام.

  • حرکت امیرالمؤمنین علیه السّلام به سوی خوارج نهروان

  •  فبلَغ علیًّا خبرُهم، فبَعث إلیهم الحارثَ بن مُرَّة لِینظر فیما بلَغه مِن قتل عبدالله

  •  

/ 600