
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
108”یا أمیرالمؤمنین، أما والله لقد أخرجها إلیک معاویةُ بیضاءَ، مَن أقرَّ بها هلَک و مَن أنکرها ملَک؛ ما لک یا أباالحسن؟! شکّکتَنا فی دیننا؟! و رَدَدتَنا علی أعقابنا بعد مائة ألفٍ قُتلوا منّا و منهم؟! أفلا کان هذا قبلَ السیف؟! و قبلُ، طلحة و الزّبیر و عائشة قد دَعَوک إلی ذلک فأبَیتَ، و زعمتَ أنّک أولیٰ بالحقّ و أنّ مَن خالَفَنا منهم ضالٌّ حلالُ الدّم! و قد حکَم اللهُ تعالی فی هذا الحال ما قد سمعتَ، فإن کان القومُ کُفّارًا مشرکین فلیس لنا أن نرفع السَّیفَ عنهم حتّی یَفِیئوا إلی أمر الله، و إن کانوا أهلَ فتنة فلیس لنا أن نرفع السَّیفَ عنهم حتّی لا تکون فتنة و یکون الدّینُ کلّه لله؛ والله ما أسلَموا و لا أدَّوا الجِزیةَ و لا فاءُو إلی أمر الله و لا طَفِئَت الفتنةُ.“
فقال علیٌّ: ”والله إنّی لهذا الأمر کارِهٌ!“»1و2
- . همان، ص 109.
- . همانطور که در تعلیقه صفحه 82 عرض شد، بنای معاشرت ائمّۀ معصومین علیهم السّلام و اولیای الهی با مردم، علیالخصوص با خواصّ اصحاب خود، بر مدارا و رفق بوده است و تا حدّ امکان با آراء و نظرات آنان موافقت مینمودند؛ مگر آنجا که مفسدهای شخصی یا اجتماعی مطرح بوده است، که در آن مواقع دیگر ملاحظات را کنار میگذاشتند و آنچه را که به نظر مبارکشان صلاح و حق بوده است بیان میداشتند.
جناب عمّار یاسر و سایر اصحاب امیرالمؤمنین علیه السّلام دارای مراتب عالیه از صفا و نورانیّت و طیّ عوالم ربوبی و فوز به مراحل عالیۀ تجرّد و قرب بودهاند، ولی معالوصف هنوز تا وصول به عالم توحید و ادراک ذات حقّ به حقّالمشاهده و عبور از جمیع آثار و حیثیّات نفس و شخصیّت، فاصله داشتند و آن حقیقتی را که یک امام معصوم و یا ولیّ کامل الهی پس از فوز به این ذروه و وفود به حریم ذات اقدس إله درک میکند واجد نبودند؛ و لذا مشاهده میکنیم با وجود محو در ولایت مولا علی و ذوب در محبّت و عشق به حضرتش ـ همچون مالک اشتر نخعی و حجر بن عدیّ و قیس بن عباده ـ نسبت به بعضی از تمایلات آن حضرت در جایجای حوادث سخن به بحث و اظهار نظر و رأی خویش میرساندند.
و امّا از دیدگاه ما، با اینکه به همۀ این بزرگواران به دیدۀ إعجاب و تکریم و تعظیم مینگریم و امید شفاعت آنها را در روز حساب و حشر و نشر با خود داریم و از خدای منّان طلب رحمت و رضوان و وصول به أعلی مرتبه از تجرّد و توحید را خواستاریم، با صراحت تمام میگوییم که اگر بهجای آنان در آن حوادث قرار میگرفتیم، میبایست چشم بر دهان مولا علی میداشتیم و خواست او را بر همۀ آراء و انظار و تفکّرات خود مقدّم میداشتیم و ابداً به اندازۀ مثقال ذرّهای از اراده و میل و سخن او تخطّی نمینمودیم؛ اگر میفرمود: جنگ کنید! میکردیم، و در آخرین لحظه پیروزی بر دشمن اگر میفرمود: دست باز دارید! میبایست دست باز داریم.
و این است حقیقت مفهوم: «النبیّ أولیٰ بکم من أنفسکم؛ پیامبر از خود شما به شما نسبت به سرنوشت شما أولی و أحقّ است.»
عبور انسان از مراتب نفسی و انانیّت و شهود حقیقت جمال محبوب در اینگونه موارد حاصل خواهد شد.
إنشاءالله در آینده راجع به این مسئله توضیح کافی داده خواهد شد. [معلّق]
