
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
86قصیدۀ بوصیری را آورده است و چند بیت فارسی:
*** فاقَ النبییّن فی خَلقٍ و فی خُلُقٍو لم یُدانوه فی عِلمٍ و لا کَرَمِ *** وکلُّهم مِن رسول الله ملتمسٌغَرْفًا مِن البحر أو رَشْفًا من الدِّیَمِ *** فهو الّذی تمّ معناه و صورتُهثمّ اصطفاه حبیبًا بارِئُ النَّسَمِ *** منَزَّهٌ عن شریکٍ فی محاسنهفجَوهَرُ الحُسنِ فیه غَیرُ مُنقَسمِ *** فـمَبلَغُ الـعِلم فـیه أنّه بَـشَرو أنّه خَیرُ خَلقِ الله کلِّهمِ *** شمّۀ نُه مسند و هفت اخترانختم رسل خاتم پیغمبران *** احمد مرسل که خرد خاک اوستهر دو جهان بستۀ فتراک اوست *** اُمّی گویا به زبان فصیحاز الف آدم و میم مسیح *** هم چو الف راست به عهد و وفااوّل و آخر شده بر انبیاء *** بود در این گنبد فیروزه خشتتازه ترنجی ز سرای بهشت *** رسم ترنج است در این روزگارپیش دهد میوه پس آرد بهار [رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم: إنّی لم أُبعَث لَعّانًا و لکنّی بُعِثتُ داعیًا و رحمةً]
و در [سفینة البحار، جلد 1] صفحه 412 گوید:
«قال القاضی عیاض فی الشفاء: و رُوِی أنّه لمّا کُسِرت رَباعِیَتُه و شُجَّ وجهُه یوم أُحُدٍ شقَّ ذلک علی أصحابه شدیدًا، و قالوا: لو دعوتَ علیهم! فقال: ”إنّی لم أُبعَث لَعّانًا و لکنّی بُعِثتُ داعیًا و رحمةً، اللهمّ اهْدِ قومی! فإنّهم لا یعلمون.“ ثمّ قال القاضی بعد روایة أُخریٰ قریبةٍ من ذلک: انظُر ما فی هذا القول من جِماع الفضل و درجات الإحسان و حُسن الخُلق و کَرَم النفس و غایة الصّبر و الحلم، إذ لم یقتصر صلّی الله علیه و آله و سلّم علی السّکوت عنهم، حتّی عفا عنهم ثمّ أشفَق علیهم و رَحِمهم و
