
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
189”دَعَوتُ فلَبّانی من القومِ عُصبَةٌ *** فَوارِسُ مِن هَمْدانَ غَیرُ لِئامٍ *** فَوارسُ مِن هَمْدان لیسوا بعُزَّلٍغَداةَ الوَغَی من شاکرٍ و شِبامٍ *** لِهَمدانَ أخلاقٌ و دینٌ یَزینُهمو بأسٌ إذا لاقوا و جَدُّ خِصامٍ *** جَزَی اللهُ هَمدانَ الجِنانَ فإنّهاسِمامُ العِدَی فی کلِّ یومٍ زِحامٍ *** فلوکنتُ بَوّابًا علی بابِ جَنَّةٍلَقُلتُ لِهَمدانَ ادْخُلوا بسَلامٍ“1 و قولِه علیه السّلام یومَ صفّین و قد أقبَلَ الحُضَینُ بن المُنذِر الرَّقاشیّ و هو یومئذٍ شابٌّ یَزحَف برایتِه و کانت حمراءَ فأعجَبَ علیًّا زُحفُه و ثَباتُه فقال:
”لِمَن رایَةٌ حمراءُ یَخفِق ظِلُّها *** إذا قیل قَدِّمْها حُضَینُ تقدَّما *** و یَدنو بها فی الصّفِّ حتّی یُزِیرهاحِیاضُ المنایا تُقطِر المَوتَ و الدَّما *** تراه إذا ما کان یومُ کریهةٍأبَی فیه إلّا عِزَّةً و تکرّما *** جَزَی اللهُ عنّی و الجزاءُ بکفّهربیعةً خیرًا ما أعفَّ و أکرَما“2 إلی غیر ذلک ممّا روَته الثّقاتُ الأثباتُ.
و لا یُلتفَت إلی قول مَن قال: إنَّه لم یُثبَت عنه شیءٌ من الشِّعر، و یُشبِه أن یکون مثلَ إنکار نسبةِ نهج البلاغة إلیه، و قد جمَعْنا ما صحّ مِن شعره علیه السّلام فی دیوانٍ مُرَتَّبٍ علی حروف المُعجَم، نسأله تعالی لإکماله و طَبعِه؛ نعم، لیس کلُّ ما نُسِب إلیه من الشّعر هو له، بل بعضُه معلومٌ أنَّه لیس له و کذلک باقی الأئمّة علیهم السّلام قد صحَّت نسبةُ الشّعر إلی کثیرٍ منهم و لیس هو دونَ کلامهم؛ و بعض ما یُنسَب إلیهم لم تصحّ نسبتُه و بعضُه معلومٌ أنّه لیس لهم، لرُکنِه. أمّا عدمُ نظمِ جدّهم صلّی الله علیه
- ـ شرح نهج البلاغة، ابن أبیالحدید، ج 5، ص 217.
- ـ همان مصدر، ص 227، با قدری اختلاف.
