
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
174فما راعَنی: ما أفْزَعَنی و خَوَّفَنی. انثیالُ النّاس: انصبابهم. نَهْنَهَهُ عَن الشیء: کفّه، فَنَهْنَهَ: أی: کفَّ. طِلاع: ککِتاب، مِلْءُ الشیء؛ أی: لو کنتُ واحدًا و هم یَملأون الارضَ. آسَی: مضارع آسیتُ علیه، کرَضَیْتُ، أی: حَزِنتُ. الدُّوَل، بضمّ ففتح: جمعُ دَولة بالضّم، أی: شیئًا یتداوَلونه بینَهم. خَوَلٌ محرکةً: العبید. الرَّضائخ: العطایا. و رُضِخَت له: أُعطیت له؛ و قالوا: إنّ عَمرَو بن العاصِ لم یُسلِم حتّی طَلَب عَطاءً مِن النّبیّ فلمّا أعطاه أسلَم، و قالوا: عتبةُ بنُ أبیسفیانَ شَرِب الخمرَ و حَدَّه خالدُ بن عبدِالله فی الطّائف. التّألیب: التّحریض. التأنیب: اللّوم. تُزوی: مبنیٌّ للمجهول مِن زواه إذا قَبَضَه عنه. الخَسف: الضَیم. تَبوؤا: تعودوا. الأرِق بفتحٍ فکسرٍ: السّاهر، [أی:] صاحبُ الحرب لا یَنام، و الّذی یَنام لا یَنام النّاسُ عنه.1
[تاریخ بعضی از وقایع مهم در زمان أمیرالمؤمنین علیه السّلام]
در کتاب الإصابة، جلد 2، صفحۀ 503، در أحوالات أمیرالمؤمنین علیه السّلام وارد است که:
«و کان قُتِل علیٌّ فی لیلة السّابع عشر من شهر رمضان، سنةَ أربعین من الهجرة؛ و مدّةُ خلافته خمسُ سنین إلّا ثلاثة أشهر و نصف شهر، لأنّه بویع بعد قتلِ عثمان فی ذی الحجّة سنةَ خمسٍ و ثلاثین؛ و کانت وقعةُ الجَمَل فی جمادی سنة ستٍّ و ثلاثین، و وقعةُ صِفّین فی سنة سبعٍ و ثلاثین، و وقعةُ النَّهروان مع الخوارج فی سنة ثمانٍ و ثلاثین؛ ثُمَّ أقام سنتَین یُحَرِّض علی قتال البُغاة، فلم یتهیّأ ذلک إلی أن مات.»2و3
- ـ جنگ 7، ص 159.
- ـ الإصابة، ج 4، ص 468.
- ـ جنگ 16، ص 150.
