
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
162ءَالَ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَءَاتَيۡنَٰهُم مُّلۡكًا عَظِيمٗا﴾1 بیان شد که: استدلال أبوبکر روز سقیفه علیه انصار به قرابت با رسول خدا بود؛ و این، معنایش اتّحاد و وحدت نبوّت و خلافت است. به صفحۀ 8 از الإمامة و السّیاسة مراجعه شود.
[شواهدی از کلمات أمیرالمؤمنین علیه السّلام راجع به تعدّی قریش به حق آن حضرت]
شواهدی از کلمات و خطب مولا أمیرالمؤمنین، راجع به تعدّی قریش و تجاوز آنها به حقّ حضرت، بعد از رسول الله و رقابت قومی؛ و راجع به تجزیه و تحلیل این حدیث مجعول [انَّ الله لم یَجْمع لنا اَهل البیت النبوةَ و الخلافَة]:
1. أمیرالمؤمنین علیه السّلام در کتاب سلیم بن قیس ادلّهای اقامه میفرماید؛ به کتاب سلیم بن قیس، صفحه 117و صفحه 119 و صفحه 165 مراجعه شود.
2. در پاورقی صفحۀ 42، از کتاب شیعه در اسلام سبط، راجع به آنکه خلافت را بعد از رحلت رسول خدا از أمیرالمؤمنین علیه السّلام به غصب ربودند، از نهج البلاغة شواهدی آورده است.گوید:
«علی علیه السّلام در نهج البلاغة، جلد 1، صفحۀ 24 میفرماید:
”زَرَعوا الفجورَ و سَقَوا [سقوه] الغُرورَ و حَصَدوا الثُّبورَ، لا یُقاسُ بآل محمّدٍ صلّی الله علیه و آله مِن هذه الأُمّة أحدٌ.“
تا آنکه فرماید: ”الآنَ إذ رَجَعَ الحقُّ إلی أهلِه و نُقِل إلی مُنتَقلِه.“»2
3. و در [نهج البلاغة] جلد 1، صفحۀ 37 فرماید:
«فو الله! مازلتُ مَدفوعًا عن حقّی، مُستَأثَرًا علیَّ مُنذُ قَبَضَ اللهُ نبیَّه صلّی الله
- ـ سوره النّساء (4) آیه 54.
- ـ نهج البلاغة (عبده)، ج 1، ص 30.
