اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج9

كلام (اهل بیت علیهم السّلام)

72٬606
مطلع انوار

جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهل‌بیت علیهم‌السلام» می‌باشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده‌ است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضه‌خوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده ‌معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسول‌الله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.

سرای جاوید

مطلع انوار ج9

156
  • قال: سَمِعتُ عَبایَةَ بنَ رِبعِیٍّ إمامَ الحَیِّ قالَ: سَمِعتُ عَلیًّا أمیرَالمُؤمنین علیه السّلام یَقولُ:

  •  ”أنا قَسیمُ النّارِ، أقول: هَذا وَلِیِّی دَعِیه و هَذا عَدُوِّی خُذِیه.“»1

  •  روایت فوق را مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2، صفحۀ 8 آورده است2.3

  •  [قصۀ دارَمیّة الحَجونِیّة با معاویه]

  •  العقد الفرید، جلد 2، صفحۀ 113:

  •  «قصة دارَمیّة الحَجونِیّة مع معاویة»

  •  محصل قصّه آنکه معاویه چون حج نمود، در حجون منزل کرد و از دارمیّه حجونِیّه، که زنی بود، سؤال کرد و علّت حبّ أمیرالمؤمنین و بغض خود را از او پرسید، آن زن مردانه جواب گفت؛ رجوع شود4.5

  •  

    1. ـ الأمالی للطّوسی، ص 628.
    2. ـ مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 157.
    3. ـ جنگ 5، ص 238.
    4. ـ جنگ 5، ص 178.
    5. ـ امام شناسی، ج 9، ص 95:
      «معاویه چون حج کرد، فرستاد در پى زنى که به او دارمیه حجونیه مى‌گفتند. دارمیّۀ زن سیاه چهره و ضخیمى بود، و از شیعیان على محسوب مى‌شد.
      معاویه به او گفت: حالت چطور است، اى دختر حام؟!
      دارمیه گفت: خوب است، و من از قبیله حام نیستم؛ من زنى هستم از بنى کنانة!
      معاویه گفت: راست گفتى! آیا مى‌دانى: من تو را براى چه امرى طلب کرده‌ام؟!
      دارمیه گفت: سبحان الله، من علم غیب ندارم.‌
      معاویه گفت: تو را طلبیده‌ام، تا از تو بپرسم: چرا على را دوست دارى، و مرا دشمن دارى؟! و چرا ولایت على را دارى، و با من سر عداوت و ستیزگى؟!
      دارمیه گفت: آیا از پاسخ این سؤال در مى‌گذرى؟ معاویه گفت: نه!
      دارمیّه گفت: حالا که تو دست‌بردار از شنیدن جوابت نیستى، فَإنِّی أحبَبتُ عَلِیًّا علَى عَدلِهِ فی الرَّعِیَّةِ، و قَسمِهِ بِالسَّویَّةِ، و أبغَضتُکَ على قِتالِ مَن هو أولَى بِالأمرِ مِنکَ، و طَلبِکَ ما لَیسَ لَکَ، و والَیتُ عَلِیًّا على ما عَقَدَ لَهُ رَسولُ اللهِ صلّى الله عَلَیهِ و آلِهِ مِنَ الوَلایَةِ یَومَ خُمٍّ بِمَشهَدٍ مِنکَ، و حُبِّهِ لِلمَساکینِ، و إعظامِهِ لأهلِ الدِّینِ، و عَادَیتُکَ على سَفکِ الدِّماءِ، و شَقِّکَ العَصا ، و جَورِکَ فی القَضاءِ، و حُکمِکَ بِالهَوَی. ـ الحدیث.*
      ”من على را دوست دارم به جهت آنکه در میان رعیّت به عدالت رفتار مى‌کند، و بیت‌المال را به طور مساوى تقسیم مى‌کند؛ و تو را دشمن دارم به جهت آنکه جنگ کردى با کسى که او سزاوارتر است به امر ولایت و حکومت از تو، و طلب کردى چیزى را که حق آن را نداشتى! و من ولایت على را دارم به جهت آنکه رسول خدا صلّى الله علیه و آله در روز خم در مرأى و منظر تو، عقد ولایت او را بست؛ و على را دوست دارم به جهت آنکه مساکین را دوست دارد، و اهل دین را بزرگ مى‌شمارد؛ و تو را دشمن دارم به جهت خون‌هایى که ریخته‌اى! و اجتماع مسلمین را شکستى و گسستى، و در قضاء و حکم ستم روا مى‌دارى، و از روى هواى نفس اماره خود حکم مى‌رانى! تا آخر حدیث که دنباله دارد.“
      *. الغدیر، ج 1، ص 208 و 209، از زمخشرى در ربیع الأبرار، در باب چهل و یکم. و در پاورقى گوید: ”این احتجاج به ألفاظ دیگرى در بلاغات النّساء، ص 72؛ و عقد الفرید، ج 1، ص 162، [عقد الفرید، ج 1، ص352]؛ و صبح الأعشى، ج 1، ص 259 آورده شده است‌.»
/ 308