
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
1502. و نیز در همین مصدر، صفحۀ 179 با إسناد خود از عثمان بن عثمان آورده است که:
«قال: جاء أُناسٌ إلی علیّ بن أبیطالب من الشیعة فقالوا: یا أمیرَالمؤمنین! أنت هو؟ قال: ”مَن أنا؟“ قالوا: أنت هو!! قال: ”ویلَکم مَن أنا؟“ قالوا: أنت ربُّنا، أنت ربُّنا!!
قال: ”اِرْجِعُوا!“ فأبَوا، فضرب أعناقَهم ثمّ خَدَّ1 لهم فی الأرض، ثمّ قال: ”یا قنبر! ائْتِنی بحُزَمِ الحَطَب فأحرَقهم بالنّار.“ ثمّ قال:
”لمّا رأیتُ الأمرَ أمرًا مُنکَرا *** أوقَدتُ نارِی و دَعَوتُ قَنبَرا“»2 3. و نیز در همین مصدر، جلد 2، از صفحۀ 307 تا صفحۀ 311، شش روایت آورده است که در روز طائف، حضرت رسول خدا با أمیرالمؤمنین علیهما الصلاة و السّلام نجوی کردند، و چون به واسطۀ طول این نجوی آثار کراهیّت در صورت بعضی از اصحاب (أبوبکر و عمر) ظاهر شد، و چون از رسول خدا دربارۀ علّت این مناجات طولانی پرسش کردند، فرمود: «من با علیّ نجوی نکردم، بلکه خداوند با او نجوی کرد و او را هم راز و هم سرّ خود گرفت.»
و ما از این شش روایت، یکی را از باب نمونه میآوریم: ابن عساکر با سند متّصل خود از جابر آورده است که:
«قال: لمّا کان یوم الطّائف، ناجَی رسولُ الله صلّی الله علیه (و آله) و سلّم علیًّا طویلًا، فلحق أبوبکر و عُمَرُ فقالا: طالت مناجاتُک علیًّا یا رسولَ الله! قال: ”ما أناجیه و لکنّ اللهَ انتجاه.“»3و4
- ـ خدَّ فی الأرض: جَعَل فیها حفرةً و شقَّها. (محقّق)
- ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 42، ص 475.
- ـ انتجی القومُ: تسارّوا الرَّجُلَ اَی: خصّه بمناجاته، اتّخذه نجیًّا.
- ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 42، ص 315.
