
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
122جمیع اهل ایمان أمیر و سیّد و سالار نمود؟
38. ای أبوالحسن، تو را با غیر تو مقایسه کردند؛ مگر میشود کوه را با ذرّه مقایسه کرد؟!
39. چگونه تو را با کسانیکه با تو دشمنی کردند و در مقابل تو قرار گرفتند، مساوی و برابر شمردند؟! و آیا ایشان چنان منزلتی دارند که با دو لِنگۀ نعل قنبر غلام تو برابر شوند؟!
40. چه کسی غیر از تو بود که هم برای جنگ و محاربه، و هم برای عبادت و محراب، و هم برای منبر و خطابه خوانده شود و برگزیده گردد؟!
41. چون تمام کارهای معروف و شایسته در میان مردم انتشار یابد، از تو سرچشمه گرفته است، و مصدر و مُوَلِّدِ آن تو بودی!
42. و چون تمام کارهای نیکو و پسندیده را نام ببرند، همهاش برای توست! و برای غیر تو چیز قابل ذکری نیست!
43. دین خدا را زنده کردی با شمشیر برّانی که مرگ سرخ را در آن به ودیعت نهفته بودی!
44. شمشیر تو قطبِ مدارِ جنگ بود، که برای زدن و بریدن و جدا کردن پیوسته در دوران وگردش بود؛ و در روز حمله، غصّه و اندوه را میزدود.
45. پس با صدای بلند إعلان به امر خود کن! چون یاری کنندۀ تو اینک هلاک کننده و برّنده و کوبنده و قطعکننده است؛ و مذمّت کنندۀ تو مقطوع الذَّنَب و دُم بریده است.
46 و 47. چنانچه تو مأمور به صبر و شکیبایی و فرو نشاندن خشم و غضب نبودی ـ و ای کاش که مأمور نبودی به امر ولایت بر مردم و خلافت ـ أخو تَیم (أبوبکر) نائل نمیشد، و سپس حَبْتَر (عمر) به ولایت از ناحیه أبوبکر نمیرسید.1
- ـ خ ل: پس مَآل و بازگشت امر به تحکیمِ حَکَمین منتهی نمیشد؛ و مالک اشتر از موقف خود در نَبَرد جدا نمیشد و مفارقت نمینمود!
