
مطلع انوار ج9
كلام (اهل بیت علیهم السّلام)
جلد نهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «اهلبیت علیهمالسلام» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: در این مجلد ابتدا مقدماتی در فضیلت و محبت اهل بیت علیهم السلام و فضیلت روضهخوانی، و تاریخ اعیاد و وَفَیات، و مدّت امامت و خلافت آن ذواتِ مقدّسه بیان شده است و در ادامه به برگزیدۀ احوالات تمامی چهارده معصوم علیهم السلام؛ از حضرت رسولالله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تا حضرت حجّة بنِ الحَسن العَسکری ـ اروحنا فداه ـ و ذکر فضایل و چه بسا آداب زیارت آنها به صورت مجزّا و مستقل پرداخته شده است.
مطلع انوار ج9
100ألا تری إلی ما حکاه بشر بن الولید عن أبییوسف؟! قال: ”سألنی الأعمشُ عن مسألةٍ و أنا و هو لا غیر، فأجَبتُه. فقال لی: مِن أین قلتَ هذا یا یعقوب؟ فقلتُ: بالحدیث الّذی حدّثتَنی أنت، ثمّ حدّثتُه، فقال لی: یا یعقوب! إنّی لأحفَظ هذا الحدیثَ مِن قبل أن یُجمَع أبواک1 ما عرفتُ تأویلَه إلی الآن.“2 و رُوِی نحو هذا: أنَّه جرَی بین الأعمش و أبییوسف و أبیحنیفة، فکان من قول الأعمش: ”أنتم الأطبّاءُ و نحن الصَّیادِلَةُ.“»3و4
مطالبی از علاّمه طباطبایی در تفسیر المیزان دربارۀ بعضی از سنن رسول الله
و در [تفسیر المیزان] جلد 6، صفحۀ 326، فرمودهاند:
«و فی التّهذیب بإسناده عن إسحاق بن جعفر، عن أخیه موسی، عن آبائه، عن علیٍّ علیهم السّلام، قال: ”سمعتُ النّبیّ صلّی الله علیه و آله یقول: بُعثتُ بمکارم الأخلاقِ و محاسنها.“»5
«و فی الکافی [مجلّد 2، صفحة 122] بإسناده عن محمّد بن مسلم قال: سمعت أباجعفر علیه السّلام یذکر: ”أنَّه أتَی رسولَ الله صلّی الله علیه و آله [و سلّم] مَلَکٌ فقال: إنّ الله یُخَیّرُکَ أنْ تکون عبدًا رسولًا متواضعًا أو ملَکًا رسولًا. قال: فنظر إلی جبرئیل و أومأ بیده أنْ تواضَعْ! فقال: عبدًا رسولًا متواضعًا. فقال الرّسول: مع أنَّه لا
- ـ أی: من قبل أن یخلق، کنایةً عن أنَّه حَفِظه منذُ زَمَنٍ بعید. (السنّة قبل التدوین)
- ـ هکذا النَّصّ و الصّواب أن تکون إلا. (السنّة قبل التدوین)
- ـ جامع بیان العلم و فضله، ج 2، ص 130. (السنّة قبل التدوین)
- ـ جنگ 23، ص 159.
- ـ المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 307.
