اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج8

کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)

55٬845
مطلع انوار

جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» می‌باشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده‌ است.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام.  • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان.  • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.

سرای جاوید

مطلع انوار ج8

82
  •  و این جملات در احتجاج، جلد 1، صفحه 299، طبع نجف وارد است.

  •  حضرت آیة الله امام جمعه آقا سیّد عزّالدین زنجانی فرمودند:

  •  در مصباح شیخ طوسی در ذکر اعمال یوم الجمعة در ضمن نمازی وارد است که: ”یا مَن هدانی إلیه، و دَلَّنی علیه حقیقةُ الوجود، و ساقَنی عن الحَیَرةِ إلی معرفتِه، و بَصَّرَنی رُشدی بَرأفَتِه‌.“1

  •  که در اینجا به خداوند حقیقة الوجود اطلاق شده است و این مسأله برای الهیّات بالمعنی الأخصّ و بحث در اصالة الوجود مفید است.

  • در نمازی که در آن حقیقة الوجود به خداوند اطلاق شده است (ت)

  •  اصل این دعا و نماز را این‌جانب از مصباح شیخ، صفحه 223 و 224 در جنگ سبز بزرگ شماره 15، صفحه 9 آورده‌ام2.3

  •  

    1. ـ مصباح المتهجّد، ص 321 و 322.
    2. ـ جنگ 14، ص 14.
    3. ـ [جنگ 15، ص 9: در کتاب مصباح المتهجّد شیخ طوسی؛ ص 223 تا 225، در ضمن أعمال و صلاتهای وارد در روز جمعه وارد است:
      «صلاةٌ اُخری: روی محمّد بن داود بن کثیر عن أبیه قال: دخلتُ علی سیّدی أبی‌‌عبدالله جعفر بن محمّد الصّادق علیه السّلام فرأیته یصلّی، ثمّ رأیته قَنَتَ فی الرَّکعة الثَّانیة فی قیامه و رکوعه و سجوده، ثمّ أقبل بوجهه الکریم علی الله، ثُمَّ قال: ”یا داود! هی رکعتان. و الله! لایصلّیهما أحدٌ فیری النَّار بعینه بعد مایأتی فیهما ما أتیتُ.“
      فلم أبْرَح من مکانی حتَّی عَلَّمَنی. قال محمّد بن داود: فعلِّمنی یا أبه کَمَا عَلّمک. قال: إنّی لَأشْفَقُ علیک أنْ تُضیِّعَ!
      قلت: کلّا إنشاء الله! 
      قال: اذا کان یوم الجمعة قبل أن تزول الشَّمس فصلِّهما و اقرَء فی الرَّکعة الأُولی فاتحة الکتاب و ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾، و فی الثانیة فاتحة الکتاب و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَد﴾ و تستفتحهما بفاتحة الصّلاة. فإذا فرغتَ مِن ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَد﴾ فی الرَّکعة الثانیة فارفع یدیک قبل أن تَرکع و قل:
      إلَهی إلَهی إلَهی! أسئلکَ راغبًا، وأقْصُدُکَ سائلًا، واقفًا بین یدیک، مُتَضَرِّعًا إلیک. إن أقْنَطَتْنِی ذنوبی نَشَّطَنی عفوُک، و إن أسکتَنِی عَمَلِی أنْطَقَنِی صَفْحُک، فَصَلِّ علی محمّدٍ و أهل بیته و أسئلک العفوَ العفوَ.
      ثمَّ ترکع وتفر‎غ من تسبیحک و قل:
      هذا وقوفُ العائذِ بک* یا ربّ! أدعوک مُتَضَرِّعًا و راکعًا، متقرِّبًا إلیک بالذِّلَّة خاشعًا، فلستُ بأوّلِ مُنطِقٍ مِن حِشْمَةٍ مُتَذَلِّلًا. أنت أحبُّ إلیَّ مولایَ، أنتَ أحبُّ إلیَّ. فإذا سجدتَ فابسط یدیک کطالب حاجةٍ و قل:
      سُبحانَ ربِّی الأعلی و بحمده. ربِّ! هذه یدایَ مَبسوطَتَان بین یدیک، هذه جوامعُ بَدَنی خاضعةً بِفِنآءک، و هذه أسبابی مجتمعةٌ لعبادتِک. لاأدری بأیِّ نَعماءک أقْلِبُ، و لا لأیِّها أقصِدُ: لعبادتک أم لِمَسْئَلَتِکَ أم الرَّغْبةُ إلیک! فَامْلأ قَلْبِی خَشْیَةً منک، و اجْعلنِی فِی کُلِّ حالاتِی لکَ قَصدی. أنتَ سَیِّدی فِی کِلّ مَکانٍ و إن حَجَبَتْ عنک أعینُ النَّاظرین إلیک،َ أسئلک بِک إذ جعلتَ فِیَّ طَمَعًا فیک بعفوک أن تُصلِّی عَلَی مُحمّدٍ و آلِ محمِّدٍ، و تَرْحَمَ من یَسْئَلُک، و هُو مَن قد عَلِمتَ بِکَمالِ عُیُوبِه وَ ذُنُوبِه، لم یَبْسُط إلیکَ یَدَه إلّا ثِقَةً بک، و لا لسانَه إلّا فَرِحًا بک. فارحَم مَن کَثُر ذنبُه علی قِلَّتِه، و قَلَّت ذُنُوبُه فی سَعَةِ عفوک، وَ جَرَّأنی جُرمی و ذَنبی بما جعلتَ مِن طمعٍ إذا یَئِسَ الغَرُورُ الجَهُولُ مِنْ فَضْلِک، أن تُصَلِّی عَلی مُحمّدٍ و آلِ محمّدٍ، و أسئلک لإخْوانی فِیکَ العفوَ العفو.َ
      ثمّ تجلس ثمّ تسجد الثَّانیة و قل:
      یَا مَن هَدانِی إلیهِ، و دَلَّنی حقیقةُ الوُجودِ علیه، و سَاقَنی من الحِیرَةِ إلی مَعرفَتِه، و بَصَّرَنی رُشدی بِرأفته، صلِّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ، و اقْبَلْنی عَبْدًا، و لاتَذَرْنِی فردًا. أنتَ أحَبُّ إلیَّ مَوْلاَی، أنْتَ أحَبُّ إلیَّ مَوْلایَ.
      ثمّ قال: یا داود! والله لقد حلف لی علیهما جعفر بن محمّد علیهما السّلام و هو تجاه القبلة إنَّه لاینصرف أحدٌ من بین ید ربّه تعالی إلّا مغفورًا، و إن کانت له حاجةٌ قضاها.»
      *ـ خ ل: مِن النّار (محقّق)]
/