
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
239یَشغلهم [یشملهم] من الدّین المُذهِبِ؛ للغِلظة و الأنَفَة الرّادعِ [الوازع] عن التّحاسد و التّنافس. فإذا کان فیهم النّبیّ أو الولیّ الّذی یَبعَثهم علی القیام بأمرِ الله، و یُذهِب عنهم مذموماتِ الأخلاق، و یأخذهم بمحمودها، و یُؤلِّف کلمتَهم لإظهار الحقّ، تمّ اجتماعُهم، و حصل لهم التغلّبُ و المُلکُ. و هم مع ذلک أسرعُ النّاس قبولًا للحقّ و الهُدیٰ؛ لسلامةِ طِباعهم مِن عِوَج المَلَکات و براءتِها من ذمیم الأخلاق، إلّا ما کان من خُلق التّوحّش القریب المُعاناة المتهیّئ لقبول الخیر ببقائه علی الفطرة الأولی، و بعده عمّا ینطبع فی النّفوس من قبیح العوائد و سوءِ المَلَکات».1
و مِن مظاهر هذا ما کان مِن خلاف الصّحابة علیٰ مَن یتولّی الأمرَ بعد الرّسول، و کان هذا ضعفَ لیاقةٍ منهم؛ إذ اختلفوا قبل أن یُدفَن الرّسولُ، ولکن کان عذرُهم فی ذلک العمل علی ضمِّ الشّمل و جمعِ الکلمة.2
قُریش چون علی را شدید در عمل به حقّ، و عدم تساهلش را یافتند؛ به وسیله ابوبکر او را کنار زدند
[یوم الإسلام] صفحه 53:
ثم کان أن کَفَی أبوبکر أمرَ علیٍّ؛ فقد کَرِهَ کثیٌر من الصّحابة أن یجمع بین النبّوة والخلافة،ولِعلمِهم بشدّةِ علیٍّ فی الحقّ و عدمِ تساهله.
صفحه 54:
فلمّا مات النّبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم حصل هذا الاختلافُ، فبایع عمرُ أبابکر، ثمّ بایع النّاسُ، و کان فی هذا مخالفةً لرکن الشّوری. و لذلک قال عمرُ: إنّها
- ـ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 151.
- ـ جنگ 23، ص 82.
