
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
235الملائکةُ، و یُلفُون الحائطیّةَ و الحدثیّةَ (و هما فرقتان من المعتزلة) یقولون بحلول الله عزّوجلّ فی بعض الأنبیاء مقالةَ النّصاری فی ابن مریم علیهما السّلام. نصّ علی ذلک الشّهرستانی فی کتابه المِلل و النِّحَل، و مع ذلک لم یَنسِبوا القولَین الأوّلَین إلی مطلق أهلِ السّنّة، و لا ألحَقوا المقالةَ الأخیرةَ بمطلقِ المعتزلة، و إنّما نسبوا تلک الأقوالَ إلی أربابها، و قَصَّروها علی أصحابها، فلِمَ یَنسِب غیرُهم مقالةَ الخطابیّة و النّاووسیّة مثلًا إلی مطلق الشّیعة. یا منصفون!1و2
شیعه به جز مرتدّین از صحابه، جمیع آنها را که اهل ایمانند محترم میشمارد
الفصول المهمّة، صفحه 178:
لم یبق سوی مسألة الصَّحابة رضی الله عنهم؛ فإنّها المسألةُ الوحیدةُ و المُعْضَلَةُ الشّدیدةُ، و ذلک أنّ بعضَ الغُلاة من الفرق الّتی یُطلَق علیها لفظُ الشیعة: کالکاملیّة یتحاملون3 علی الصَّحابة کافّةً رضی الله عنهم، و یَنالون4 من جمیع السَّلف، فیظنّ الجاهلُ أنّ ذلک رأیُ مطلقِ الشّیعة، و یتوهّم أنّه مذهبُ الجمیع، فیرمی الصّالحَ بحَجَرِ الطّالح، و یأخذ البَریءَ بذنبِ المُسیء، کما هو الشّأن فیمَن یختلط علیه الحابل بالنّابل.5 و لو عرف رأیَ الإمامیّة فی هذه المسألة و وقف علی کلامِهم فیها، لعَلِمَ أنّه أوسطُ الاراء؛ إذ لم یُفَرِّطوا تفریطَ الغُلاة، و لا أفرَطوا إفراطَ الجمهور.
- ـ همان مصدر، ص 166.
- ـ جنگ 22، ص 116.
- ـ [تحامُل علیه:جارَ ولم یعدِل. (محقّق)]
- ـ [نال مِن فلانٍ: وقع فیه.أی سبّه و عابه و اغتابه. (محقّق)]
- ـ [مِن أمثلة العرب تُضرب فی استبهام الأمر و اختلاط الرأی. (محقّق)]
