
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
126هَمْدانَ مَن یَمُت یَرَنی *** یا حارِ1مِن مُؤمنٍ أو مُنافقٍ قَبَلا2 *** یَعرِفُنی طَرْفُه و أَعرِفُهبنَعتِه و اسْمِه و ما عَمِلا *** و أَنت عنـدَ الصـّراط تَعرِفُنیفلا تَخَف عَثرَةً و لا زَلَلا *** أَسقِیکَ مِن بارِدٍ عَلیٰ ظَمَأٍتَخالُه فی الحَلاوةِ العَسَلا *** أقول لِلنّار حینَ تُوقَف للعَرْضدَعِیه لا تَقتُلی الرّجلا *** دَعیِه لا تَقْرَبِیه إنّ لَهحَبْلًا بحَبلِ الوَصِیّ مُتَّصِلا3 - ـ [امام شناسی، ج 1، ص 174 (تعلیقه): «یا حارُ ـ یا حارِ»؛ در منادای مرخّم، لغت أصحّ و أشهر آنست که حرکت حرف آخری را که باقی مانده است به همان حال اصل باقی میگذارند، و البتّه بسیاری نیز آن حرکتِ حرفِ محذوف را به ماقبل منتقل مینمایند. (محقّق)]
- ـ [امام شناسی، ج 1، ص 174 (تعلیقه): در ضبط کلمه «قبل» احتمالاتی داده شده که معنای هیچیک از آنها مناسب مقام نیست؛ و آنچه به نظر حقیر میرسد اینست که به فتح «قاف» و فتح یا کسر «باء» و فعل ماضی بوده باشد. چون یکی از معانی قَبَلَ و قَبِلَ اینست که در چشمان «قَبَل» بوده باشد، و قَبَل در چشمان عبارتست از: إقبالُ نَظَرِ کلٍّ مِنَ الْعَیْنَینِ إلی الأُخری. یعنی هر یک از دو چشم به سمت دیگری متوجّه شده، و در نظر کردن به یکدگر روی آورده باشند. و این همان معنای لوچی است که در زبان عامّه میگویند: چشمش چپ است. و اثرش دوبینی است، و لازمه دوبینی، خودبینی و خودپسندی است، که چشمها پیوسته میخواهند خود را ببینند؛ و این معنی از آثار نفاق است که مولی أمیرالمؤمنین علیه السّلام در اینجا آن را از صفات منافق شمرده است.
و نیز در لغت وارد شده است که: رأَیْتُهُ قُبُلًا یعنی عِیانًا و مُقابَلةً. بنابراین ممکنست این کلمه در اینجا بضمّ «قاف» و «باء» بوده باشد. یعنی: مَنْ یَمُتْ یَرَنی قُبُلًا؛ هر کس بمیرد مرا عیاناً خواهد دید. و این احتمال نیز پسندیده است؛ و شاید از احتمال اوّل أقرب باشد. در لسان العرب گفته است: رأَیْتُهُ قَبَلًا و قُبُلًا و قُبَلًا و قِبَلًا و قَبَلِیًّا و قَبیلًا: أی مُقابَلةً و عِیانًا.
و بنابراین شعر حمیری را میتوان پنج قسم قرائت کرد. (محقّق)] - ـ جنگ 10، ص 19.
