
مطلع انوار ج8
کلام (مبدأ و معاد، مَساوی)
جلد هشتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در «مباحث کلامی» اعم از «مبدأ و معاد، مَساوِی» میباشد که گردآوریِ چنین مباحثی همراه با ذکر اسناد و مدارک، راه تتبّع در این موضوعات را برای اهل تحقیق، هموارتر نموده است. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول:مبدأ؛ یادداشتهایی متنوع در مورد توحید پروردگار؛ شامل آیات و روایاتی پیرامون لقاء الله و اسماء الهی و رویت پروردگار و معرفت او و عبودیت حقیقی و همچنین مطالبی متنوع از کتب مختلفِ علمای اسلام. • بخش دوم: معاد و علائم آخرالزمان؛ آیات و روایاتی متنوع در مورد معاد و جهان آخرت، مرگ و قبض روح، قیامت، عینیت جهنم با عمل انسان، همچنین علائم آخرالزمان؛ از قبیل دنیا پرستی مردم آخر الزمان. • بخش سوم؛ مَساوِی؛ مشتمل بر مطالبی متنوّع در نقد اهل سنت و جماعت، و همچنین مَطاعِن خلفای ثلاث و بنی عباس و بنی امیه، نقدِ علما و فقها و همچنین تحلیلِ فِرَق و مذاهبِ اهل سنت و یادداشتهایی پیرامون منع کتاب حدیث، و در نهایت بحثی مفصل پیرامون تقیه.
مطلع انوار ج8
125فاعرِفِ الحَقَّ تَعرِفْ أهلَه. یا حارثُ، إنّ الحقَّ أحسنُ الحدیث، و الصّادعُ به مُجاهِدٌ، و بالحقّ أُخبِرُک، فأَرْعِنی سمعَک، ثمّ خَبِّرْ به مَن کانت له حَصَانَةٌ من أصحابک. ألَا إنّی عبدُالله و أخو رسولِه و صِدّیقُه الأوّلُ، قد صَدَّقتُه و آدمُ بینَ الرّوح و الجَسَد. ثمّ إنّی صِدّیقُه الأوّلُ فی أُمّتِکم حقًّا، فنحن الأوّلونَ و نحن الآخِرونَ، و نحن خاصَّتُه یا حارثُ و خالِصَتُه، و أنا صَفْوُه و وَصِیُّه و وَلیُّه و صاحِبُ نَجواه و سِرِّه. و أُوتیتُ فَهمَ الکِتاب و فَصلَ الخِطاب و علمَ القُرون و الأسبابِ، و استُودِعتُ أَلفَ مِفتاحٍ، یَفتَحُ کُلُّ مِفتاحٍ أَلفَ بابٍ، یُفضِی کلُّ بابٍ إلی أَلفِ عَهدٍ، و أُیِّدتُ و اتُّخِذتُ و أُمدِدتُ بلَیلةِ القَدر نَفْلًا. و إنّ ذلک لیَجرِی لی و لمَن تَحفَّظ مِن ذریّتی ما جَریٰ اللّیلُ و النّهارُ حتّی یَرِثَ اللهُ الأرضَ و مَن علیها. و أُبشِّرُک یاحارثُ لتَعرِفُنی عندَ المَمات و عندَ الصّراط و عندَ الحَوض و عندَ المُقاسَمَة.“ قال الحارثُ: و ما المُقاسَمَة؟ قال: ”مُقاسَمَةُ النّار اُقاسِمُها قِسمةً صحیحةً، أقول: هذا وَلِیِّی فَاتْرُکِیه، و هذا عَدوِّی فَخُذِیه.“ ثمّ أخَذَ أمیرُالمؤمنین علیه السّلام بید الحارثِ فقال: ”یا حارثُ، أخَذتُ بیدک کما أَخَذَ رَسولُ الله صلّی الله علیه و آله بیَدِی، فقال لی ـ و قد شَکَوتُ إلیه حَسَدَ قریش و المنافقِین لی ـ: إنّه إذا کان یومُ القیامة أخَذتُ بحَبلِ الله و بحُجْزَتِه ـ یعنی: عِصمَتَه مِن ذی العَرش تعالی ـ و أخَذتَ أنت یا علیّ بحُجْزَتی، و أخَذَ ذرّیّتُک بحُجْزَتِک، و أَخَذَ شِیعتُکم بحُجْزَتِکم [بحُجَزِکم] فماذا یَصنَعُ اللهُ بنَبیِّه؟ و ماذا یَصنَعُ نَبیُّه بوَصیِّه؟ خُذْها إلیک یا حارثُ قَصیرةً مِن طویلةٍ أنت مع مَن أحبَبتَ و لک ما اکتَسَبتَ“ ـ یَقولها ثلاثًا. فقامَ الحارثُ یَجُرُّ رِدائَه و یقول: ما أُبالِی بعدَها متی لَقِیتُ المَوتَ أو لَقِیَنی.»
قال جمیل بن صالح: و أَنشَدنی أبوهاشم السیّدُ الحِمْیَری ـ رحمه الله ـ فیما تَضَمَّنه هذا الخبرُ:
*** قَولُ علیٍّ لحارثٍ عَجَبٌکَم ثَمَّ أُعجُوبَةً له حَمَلا
