جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
79...1
[علّت عدم ذکر شهادت به ولایت در اذان (ت)]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] علی بن أبیطالب را بدین نحو: علی أمیرالمؤمنین، نیز ادا نمایید.“
و نیز در بعضی از منقولات آمده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در شب معراج وقتی به تماشای بهشت پرداختند دیدند که شهادت بر امارت أمیرالمؤمنین علیه السّلام در کنار شهادت به وحدانیّت پروردگار و رسالت آن جناب قرار گرفته است. (الفضائل، ابن شاذان القمی، ص ١٥٢.)
ولی نکتهای که باید بدان توجّه داشت این است که قطعاً اقرار به امارت امیر مؤمنان در زمان رسول خدا نه تنها نبوده است بلکه حتّی اگر پیامبر اکرم به اداء آن امر میفرمودند مورد اعتراض و انتقاد اطرافیان خویش و منافقان قرار میگرفتند؛ چنانچه در مسألۀ اعلان خلافت و وصایت نیز با اینکه بارها توجّه و التفات جبرائیل امین را مشاهده کرده بودند، معهذا به جهت خوف از دسیسه و حیلۀ منافقین تا روز غدیر خم مطلبی به صراحت اداء نفرمودند.
امّا از منظر دیگر که به این مسأله بنگریم، شبهاتی جدّی در ورود آن به اذان و اقامه مطرح است:
اوّل اینکه: گرچه پیامبر به واسطۀ محاذیری نتوانستند جزئیّت و ورود آن را در اذان و اقامه اعلان نمایند، ولی در طول حیات حضرات معصومین علیهم السّلام که این محذور وجود نداشته است. آخر چطور ممکن است یک همچو مسألۀ مهمّی از دیدگاه ائمۀ معصومین علیهم السّلام ـ نعوذ بالله ـ مخفی مانده باشد و اصلاً و ابداً راجع به آن حتّی اشارهای نیز ننموده باشند؟!!
ممکن است برای رفع این شبهه چنین پاسخ دهیم که: ائمّۀ معصومین علیهم السّلام به جهت رعایت حال و اوضاع زمانه و اعتراض حکّام بنیامیّه و بنیمروان و بنیعبّاس نتوانستند به طور علن این موضوع را اعلام نمایند و آنها بگویند: جایی که رسول خدا در اذان و اقامه اقرار به امارت و ولایت علی بن أبیطالب ننموده است، چگونه شما موجب بدعت شدهاید و با وارد کردن این فقره حکمی را که از جانب رسول خدا نیامده است شما اجراء میکنید؟!
نظیر اعتراضی که شیعه بر خلیفۀ دوّم راجع به حذف: حیّ علی خیر العمل و جایگزینی آن با: الصّلاة خیر من النّوم دارد.
ولی این پاسخ قانعکننده نخواهد بود؛ زیرا گرچه اعلام این مسأله موجب بروز اعتراض و انتقاد از جانب حکّام و خلفاء ظلم و جور بوده است، امّا طرح آن برای خواصّ اصحاب و شیعیان مخلص و معتمد ائمّه علیهم السّلام هیچ ایراد و منعی نداشته است و آنها میتوانستند برای افراد معتمد و موثّق نقل کنند و همینطور... .
و ثانیاً: اگر فرض را بر این بگذاریم که حضرات معصومین علیهم السّلام حتّی به طور خفاء نیز نتوانستهاند این موضوع را به اصحاب بگویند، ولی چگونه متصوّر است که نزدیکترین یاران امام علیه السّلام در طول زمان حدود سه قرن اصلاً به این نکته توجّه نداشتهاند و نمازهای خود را بدون ذکر شهادت بر امارت و ولایت أمیرالمؤمنین علیه السّلام اداء مینمودند، آخر مگر آنان از روش و منهاج و رضایت و خواست ائمّه علیهم السّلام اطّلاع نداشتهاند؟!
مسألۀ نماز و اذان و اقامه مسألهای نیست که انسان بخواهد به آسانی و غمض عین از کنار آن بگذرد؛ حیاتیترین و مؤکّدترین عمل عبادی انسان نماز است! و چگونه است که این عبادت افضل را بزرگان از اصحاب معصومین علیهم السّلام و پس از ایشان بدون شهادت بر ولایت و امارت أمیرالمؤمنین علیه السّلام بجای میآوردند؟!
بنابراین آنچه به نظر حقیر میرسد آن است که شهادت بر ولایت امیر مؤمنان فی حدّ نفسه عملی مستحب و ممدوح و قطعاً مرضیّ الهی و مقرِّب نمازگزار خواهد بود؛ ولی انجام آن به قصد ورود و توقیف از ناحیۀ شرع منوط به کشف و وجود دلیل معتمد و موثّق از ناحیۀ معصومین علیهم السّلام میباشد که چنین مطلبی تا کنون به اثبات نرسیده است، و لهذا اداء آن به قصد ورود و جزئیّت در اذان و اقامه مشروع نمیباشد؛ و الله العالم بحقائق الامور. (معلّق)
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] علی بن أبیطالب را بدین نحو: علی أمیرالمؤمنین، نیز ادا نمایید.“

