جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
77أباذر یذکُر فی الأذان بعد الشهادة بالرّسالة، الشهادةَ بالولایة لِعَلیٍّ؛ و یقول: أشهدُ أنّ علیًّا ولیّ الله!
فقال صلّی الله علیه و آله: ”کذلک! أوَ نَسیتُم قولی فی غدیر خم: من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه ﴿فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ﴾.1“ ـ انتهی.»
و خود مؤلف محترم: آقا سیّد محمّد باقر نجفی برای حقیر نقل کردند که آقای حاج سیّد محمّد شیرازی به من گفتند که:
«شیخی است در بصره و کتابی نوشته است و او در این کتاب این روایت را از السُّلافة نقل کرده است.» ـ انتهی.
أقول: و أظنّ أنّ هذا الشیخ، هو صدیقنا المکرّم الشیخ محمّد جواد المظفّر؛ لکنّی بعد حینٍ زرتُ هذا الصّدیق المظفّر و سئلتُه عن هذه الرّوایة، فأجاب بعدم علمه بها بَتاتا.
مؤلّف این کتاب آقای سیّد محمّدباقر برای حقیر گفتند:
«ناقلین از کتاب السُّلافة همه اصل کتاب سلافة را در مکتبۀ ظاهریّه دمشق معیّن کردهاند. ولی من خودم به کتابخانۀ ظاهریّه رفتم و در فهرست، پنج کتاب به نام السُّلافة دیدم و هیچیک از آنها این کتاب نبود؛ و بعداً مدیر مکتبه با ما محبّت کرد و گفت: من دو روز در انبار رفتم، و تمام کتب خطّی را که از آنها فهرست برداشته نشده است، یکایک دیدم و چنین کتابی را نیافتم.» ـ انتهی.
آقای آیة الله سیّد موسی شبیری زنجانی ـ دام عزّه ـ گفتند:
«بسیاری از کسانی که در دنبال مسائل و تحقیقات ولایتی هستند خودشان به مکتبۀ ظاهریّه مراجعه کرده و این کتاب را نیافتهاند، مانند آقای حاجآقا عزیزالله طباطبائی ـ زِید توفیقه ـ و غیر ایشان نیز مخصوصاً مراجعه کرده و نیافتهاند. و ظاهراً این روایت
- سوره الفتح (٤٨) آیه ١٠.

