جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
48أوّلًا: قیام النساء بالأُمور الّتی تقتضیها وظیفتُهنّ: کالرّضاعة و غَیرها من أُمور تربیة الأطفال، و وجوب النّفقة کلّها علی الزَّوج.
ثانیًا: ألّا یکلَّفَ أحدٌ من الزّوجین ما لیس فی وسعه.
ثالثًا: لا یُضارَّ والدٌ بولده و لا مولودٌ بوالده.
رابعًا: إبرام الأُمور بالتّراضی و التشاور.»
[مجعولیّت قضیّۀ تأبیر نخل و استناد احمد امین به آن در لزوم تجدید نظر در همه امور]
صفحة ٢٠١: «و من طریف ما فی تاریخ الإسلام: أنّ وظیفة الحِسبة و کان القائم بها من العلم و القدرة بحیث یمنَع المتعرّضَ لشیءٍ لایُتقنه من عمله، کأن یحجُرَ1 علی طبیبٍ لم یتعلّم صناعتَه کما ینبغی. و الیومَ تقوم وزارة الدّاخلیّة بهذا العمل، فیمکنها أن تکُفَّ یدَ من أراد الاجتهاد و لم تتوافر له أدواتُه.»
صفحة ٢٠١: «بل إنّ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم نفسَه کان بعض تشریعه عن طریق الوحی، و بعضه عن طریق الاجتهاد. غایة الأمر أنَّ اجتهاده کان أقوی؛ لأنّه کان أعلمَ بمقاصد الشّریعة و مرامیها. ثمّ اجتهاده علی نوعین: نوعٍ یتعلّق بالأحکام الکلّیّة، و هذه واجبٌ اتّباعُها؛ و نوعٍ کان یتعلّق بأُمورٍ جزئیّةٍ تتعلّق بحادثةٍ لها ظروفها الخاصّة من زمانٍ و مکانٍ، فإذا تغیّرت الظّروف تغیّر الحکم. و منها أُمورٌ تتعلّق بالدّنیا، و اجتهاد النّبیّ فیها غیر مُلزِمٍ؛ لأنّه کسائر القادة، و اجتهاده لایتعلّق بأُمورٍ شرعیّةٍ. و فی هذا قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”إنّما أنا بشرٌ مثلکم، إذا أمَرتکم بشیءٍ من دینکم فخُذُوا به، و إذا أمَرتکم بشیءٍ من رأیی فإنمّا أنا بشرٌ.“ و قوله
- المصباح المنیر: «حَجَرَ علیه حَجرًا: (من باب قَتَلَ) مَنَعَه التصرّفَ.»

