
مطلع انوار ج6
مباحث روایی تفسیری
جلد ششم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، تحقیقات، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «درایت الحدیث» و «علوم قرآن و تفسیر» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی تفسیری و حدیثی خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد، شاملِ: • ابحاث روایی: مباحثی مبسوط پیرامونِ جعل حدیث، تحقیقی دربارۀ شروح صحیفه سجادیه، اثبات سندیتِ توقیع وارد در ماه رجب و پاسخ به شبهات سندی و محتوایی آن، و همچنین متن برخی اجازه نامهها و ذکر احادیث برگزیده. • ابحاث تفسیری و قرآنی: شامل مباحثی پیرامونِ عدم تحریف قرآن، حجیتِ قرائات قرآنی، جمع آوری قرآن، و همچنین مطالب متنوّع تفسیری.
مطلع انوار ج6
71مع العلم بکون الکتاب له و مِن مرویّاته.
و ما قیل: بأنَّ المرادَ أنَّ العلم بأنَّ الکتابَ له و مِن مَرویّاته کافٍ للرّوایة عنه سواءٌ أعطَی الکتابَ أم لا، ضعیفٌ؛ بأنَّه لا یجوز الرّوایةُ بدون التّحمل بأحد الأقسام المعهودة إجماعًا، کما صرّح به الشّهیدُ فی شرح درایته. و إنَّما الکلامُ فی العمل بما یَجِدُه العالم فی الکتب المعلومة و إن لم یکن له طریقٌ إلیها. فقوله علیه السّلام: ”فارْوِهِ“ لابدّ أن یکون بعد إحراز قابلیّته الّتی هی فی المقام تحمّلُه بالمناولة، و لا یجوز أن یکونَ المرادُ العمَلَ، لِعدم کون السؤال عنه و عدمِ دلالة اللّفظ علیه. مع أنّه لو أرادَه لقال علیه السّلام: ”فَاعْمل به“ کما فَعَلوا بکتاب الفَضلِ بن شاذانَ.
فَرَوَی الکَشِّیُّ فی رِجاله بإسناده عن بورق البوشنجانیّ1 ـ و ذکر أنَّه من أصحابنا، معروفٌ بالصِّدق و الصَّلاح و الوَرَعِ و الخَیر ـ قال: خرجت إلی سُرَّمَنرَأی و معی کتابُ یومٍ و لیلةٍ، فدَخَلتُ علی أبیمحَمَّد علیه السّلام، و أرَیتُه ذلک الکتابَ، فقلتُ: ”جُعِلتُ فِداک! إنِّی رأیتُ أن تَنظُرَ فیه!“ [فَلمّا نَظَر فیه] و تَصَفَّحَهُ وَرَقَةً وَرَقَةً، فقال [علیه السّلام]: ”هذا صحیحٌ ینبغی أن یُعمَلَ به.“ ـ الخبر2.3»
و در وسط صفحۀ ٣٨٢ گوید:
«رواه فی الکافی بإسناده عن محَمَّد بن الحسن بن أبیخالدٍ شنبولة، قال: قلتُ لأبیجعفر الثّانی علیه السّلام: جُعِلتُ فداک! إنّ مَشایِخَنا رَوَوا عن أبیجعفر و
- ـ البُوشَنجی هذه النسبةُ إلی بوشنج و هی بلدةٌ علی سبعة فراسخ من هراة. انظر انساب السمعانی، ج ٢، ص ٣٣٢ و تنقیح المقال، ج ١، ص ١٨٤. (محقّق)
- ـ رجال الکشی، ج ١، ص ٥٣٨.
- ـ خاتمة المستدرک، ج ٢، ص ٣٨.
