اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج4

عبادات و ادعیه، اخلاق

142٬628
مطلع انوار

جلد چهارم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتهای مؤلف در موضوعِ «عبادات و ادعیه» و «اخلاق» می‌باشد که  اشارات و نکات ارزندۀ آن برای عام و خاص راه‌گشا خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد:  • بیان کیفیتِ برخی عبادات و ادعیه که برخی صرفاً یادداشت‌بردای مؤلف بوده و برخی مزیّن به تحقیقات شخص مؤلف یا دیگر اهل علم و معرفت می‌باشد.   • و همچنین مشتمل است بر مباحث اخلاقی، که معمولاً مستند به آیات و روایات می باشد: همچون بحث از علم و حلم، عقل، توبه، عدالت، اخلاص، محبت، توکّل و رضا، آداب معاشرت؛ و دیگر ابحاث اخلاقی.

سرای جاوید

مطلع انوار ج4

158
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] من داخل شدم و بر حضرت سلام نمودم. حضرت سلام مرا پاسخ گفتند و فرمودند: بنشین، خداوندت بیامرزد!
      پس من نشستم، و حضرت قدری به حال تفکّر سر به زیر انداختند و سپس سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات چیست؟
      گفتم: أبوعبدالله!
      حضرت گفتند: خداوند کنیه‌ات را ثابت گرداند و تو را موفّق بدارد ای أبوعبدالله‌! حاجتت چیست؟
      من در این لحظه با خود گفتم: اگر برای من از این دیدار و سلامی که بر حضرت کردم غیر از همین دعای حضرت هیچ چیز دگری نباشد، هرآینه بسیار است.‌
      سپس حضرت سر خود را بلند نمود و گفت: چه می‌خواهی؟
      عرض کردم: از خداوند مسألت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرماید، و از علمت به من روزی کند، و از خداوند امید دارم که آنچه را که درباره حضرت شریفِ تو درخواست نموده‌ام به من عنایت نماید.
      حضرت فرمود: ای أباعبدالله! علم به آموختن نیست؛ علم فقط نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی اراده هدایت او را نموده است واقع می‌شود. پس اگر علم می‌خواهی، باید در اوّلین مرحله در نزد خودت حقیقت عبودیّت را بطلبی؛ و به واسطه عمل کردن به علم، طالب علم باشی؛ و از خداوند بپرسی و استفهام نمائی تا خدایت تو را جواب دهد و بفهماند.
      گفتم: ای شریف!
      گفت: بگو: ای أباعبدالله!
      گفتم: ای أباعبدالله! حقیقت عبودیّت کدام است؟
      گفت: سه چیز است:
      اینکه بندۀ خدا برای خودش درباره آنچه را که خدا به وی سپرده است مِلکیّتی نبیند؛ چرا‌که بندگان دارای مِلک نمی‌باشند، همه اموال را مال خدا می‌بینند، و در آنجائی که خداوند ایشان را امر نموده است که بِنَهند، می‌گذارند؛
      و اینکه بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند؛
      و تمام مشغولیّاتش در آن منحصر شود که خداوند او را بدان امر نموده است و یا از آن نهی فرموده است. [ادامه در صفحه بعد]
/ 693