اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج4

عبادات و ادعیه، اخلاق

142٬628
مطلع انوار

جلد چهارم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتهای مؤلف در موضوعِ «عبادات و ادعیه» و «اخلاق» می‌باشد که  اشارات و نکات ارزندۀ آن برای عام و خاص راه‌گشا خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد:  • بیان کیفیتِ برخی عبادات و ادعیه که برخی صرفاً یادداشت‌بردای مؤلف بوده و برخی مزیّن به تحقیقات شخص مؤلف یا دیگر اهل علم و معرفت می‌باشد.   • و همچنین مشتمل است بر مباحث اخلاقی، که معمولاً مستند به آیات و روایات می باشد: همچون بحث از علم و حلم، عقل، توبه، عدالت، اخلاص، محبت، توکّل و رضا، آداب معاشرت؛ و دیگر ابحاث اخلاقی.

سرای جاوید

مطلع انوار ج4

135
  • است. و بر بعضی معتزله چون زمخشری که فرشتگان را افضل دانند طعن‌ها زدند؛ و الله العالم.»

  • [ترجمه و تفسیر فرازهائی از صحیفۀ سجّادیه به قلم آیة الله شعرانی (ره)]

  •  [١] و در دعای السابع و الأربعون فرماید: «أنتَ الَّذِی لا تُحَدُّ فَتَکونَ مَحدودًا، و لَم تُمَثَّل فَتَکونَ مَوجودًا.»1 آیة الله شعرانی ـ قدّس سرّه ـ در شرح، در صفحه ١٦٦ این‌طور معنی کرده است: «و مجسّم نیستی که محسوس شوی!»

  •  [٢] و در همین دعا، در تعلیقۀ صفحه ١٦٥ و ١٦٦، در معنای حکیم و سمیع و بصیر گوید:

  •  «حکیم آن است که همه چیز را چنان‌که هست بداند و هر کار را چنان‌که باید بجای آورد. و سمیع و بصیر در خداوند، علم به دیدنی‌ها و شنیدنی‌هاست نه به آلت و تأثّر و انفعال؛ چنان‌که طبیب می‌داند درد بیمار در کدام عضو اوست و بهتر از بیمار می‌داند اما خود از درد او متأثّر نشود، خداوند هم علم به مسموعات و مبصرات دارد بی چشم و گوش. و بعضی عوام فلاسفه که سخن ابن‌سینا و امثال او را درست ادراک نکردند و مقصود آنها را درنیافتند، علم خداوند را به جزئیات به سبب بی‌آلتی انکار کردند.»

  •  [٣] و نیز در همین دعاست: «سُبحَانَکَ! لا تُحَسُّ، و لا تُجَسُّ، و لا تُمَسُّ، و لا تُکادُ، و لا تُماطُ، و لا تُنَازَعُ، و لا تُجَارَی، و لا تُمارَی، و لا تُخادَعُ، و لا تُماکَر.»2

  •  و آیة الله شعرانی این‌طور ترجمه کرده است:

  •  «منزهی تو! به حس درنمی‌آئی، و لمس تو را در نیابد، و دست به تو نرسد،

  •  

    1. ـ همان مصدر، ص ٢٤٧.
    2. ـ همان مصدر، ص ٢٤٨ و ٢٤٩.
/ 0