
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
67وَ لَا بَابَ العَمی فَيَصُدَّ عَنْهُ، فَذَلِكَ مَيِّتُ الاحْيَاءِ فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ وَ أَنَّی تُوْفَكُونَ؟ وَ الاعْلَامُ قَائِمَة وَ الاياتُ وَاضِحَة وَ المَنارُ مَنصُوبَة، فَأَيْنَ يُتاهُ بِكُمْ بَلْ كَيْفَ تَعْمَهُونَ؟ وَ بَّينَكُمْ عِتْرَة نَبِيِّكُمْ وَ هُمْ ازِمَّهُ الْحَقِّ وَ اعْلَامُ الدِّينِ وَ أَلْسِنَة الصِّدْقِ، فَأنزِلُوهُمْ بِأحْسَنِ مَنازِلِ القُرآنِ، وَرِدُوهُمْ وُرُودَ الهيِم العِطاشِ. أيُّهَا النَّاسُ خُذُوهَا عَنْ خَاتَمِ النَّبِيِّين صَلَّی اللَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: «إِنَّهُ يَمُوتُ مَنْ مَاتَ مِنَّا وَ لَيْسَ بِمَيِّتٍ، وَ يَبلَی مَنْ بَلِیَ مِنَّا وَ لَيْسَ بِبالٍ» فَلَا تَقُولُوا بِمَا لَا تَعْرِفُونَ فَإنَّ أكْثَرَ الحَق فِيمَا تُنْكِرونَ، وَ اعْذِرُوا مَنْ لَا حُجَّة لَكُمْ عَلَيْهِ وَ أَنَا هُوَ.1
میفرماید: «و در مقابل آن شخص نورانی پاك دل فرد دیگری نیز هست كه به خود لقب عالم را میبندد لیكن عالم نیست، مطالب باطل و درهم و برهمی را از دست جهّالی گرفته و كلمات گم و گمراه كنندهای را از مردان گمراهی اخذ نموده است و برای صید مردم شبكههائی از ریسمانهای غرور افكنده و دامهائی از گفتار باطل گسترده است، كتاب خدا را بر آراء و افكار خود تطبیق و تحمیل میكند و حقّ را بر نیّات و مقاصد و خیالات باطله خود بر میگرداند، مردم را از گناهان بزرگ در امان درآورده رخصت میدهد و جرائم كبیره را سُست و بی قدر معرّفی میكند، میگوید: من از كارهای شبهه ناك در هراس و گریزم لكن در عین شبهات و معدن امور مشتبهه واقع میشود، میگوید: من از ارتكاب بدعتها بركنارم لیكن فراش خود را در میان بدعتها پهن كرده و در آن آرمیده است، صورتش صورت انسان، و دلش دل حیوان است، دَرِ خانه هدایت را نمیشناسد تا پیروی كند، و دَرِ خانه ضلالت و غوایت و نابینائی را نمیشناسد تا از آن دور شود، این آدم، مردهای است در میان زندگان.
ای مردم كجا میروید و به كجا كشیده میشوید و دلهای شما گرایش میكند؟ عَلَمهای هدایت برافراشته شده و آیات و علامات سعادت واضح و آشكار است و منارههای نور دهنده هدایت كننده گمشدگان منصوب است. پس ای مردم در كدام تیهِ ضلال و بیابان قفر و خشكِ حیرت شما را میبرند؟ بلكه چگونه چشم خود را عمداً بر هم گذارده و خود را كور میكنید و در وادی تحیّر سرگردان و حیرت زده اید! در حالی كه در میان شما عترت و اهل بیت پیغمبر شماست، و آنها
- خطبه ٨٥ از «نهج البلاغه» ص ١٥٣ و ص ١٥٤، از طبع عبده مصر.
