
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
66١ ـ گفتم به برق آسمان آن برقی كه تاریكی را شكافته؛ همچون غلام زنگی كه بینی او بریده شده باشد.
٢ ـ ای برق اگر بر زمین نجف اشرف عبورت افتاد به آن زمین بگو: آیا میدانی چه كسی در كام تو فرو رفته و به امانت نگاه داشته شده است؟
٣ ـ در تو كلیم خدا موسی بن عمران فرو رفته و بعد از او عیسی و بهدنبال او احمد فرو رفتهاند.
٤ ـ بلكه در تو جبرائیل و میكائیل و اسرافیل و تمام فرشتگان مقدّس آسمانی فرو رفتهاند.
٥ ـ بلكه در تو نور خداوند جلّ جلاله فرو رفته، آن نور خدائی كه برای صاحبان بصیرت از ماوراء خود، خدا را نشان میدهد و تمام اسماء و صفات خدا را حكایت میكند و دائماً آن نور در لمعان و درخشیدن است.
٦ ـ در تو امام مرتضی و وصیّ مجتبی فرو رفته و بَطین انزَع، یعنی انسان كامل پاكیزه از شرك و گناه و مملوّ از معادن خیر و جواهر حقایق علوم فرو رفته است.
چون ابن أبی الحدید، معتزلی است و آنها ملائكه را اشرف از پیغمبران میدانند لهذا اوّل میگوید: موسی و عیسی و محمّد فرو رفتهاند و بعد ترقّی میكند و میگوید بلكه جبرائیل و میكائیل و اسرافیل و تمام فرشتگان مقدّس. آری این است مقام و منزلت آن حضرت كه قائم مقام نفس محمّد و بلكه در عالم معنی و حقیقت عین محمّد یعنی ولایت مطلقه كبرای الهیّه و شاهد ناموس كون و شهید بر احوال پیغمبران است.
أمیرالمؤمنین علیه السّلام وجود باقیّه رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله است
آن حضرت در خطبهای كه مردم را از متابعت علماء سوء و ظاهر فریب منع میكند و به عترت رسول خدا گرایش میدهد علناً خود را وجود باقیّه و مبقیّه رسول خدا معرفی میكند و میخواهد برساند كه با وجود من پیغمبر خدا نمرده است. بعد از آنكه حالات و صفات اولیاء خدا را بیان میكند، میفرماید: وَ آَخَرُ قَدْ تَسَمَّی عَالِماً لَيْسَ بِهِ فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ أضاليلَ مِنْ ضُلالٍ، وَ نَصَبَ لِلنَّاسِ شَرَكاً مِنْ حَبائِلِ غُرورٍ وَ قَولِ زُورٍ، قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلی آرائِهِ وَ عَطَفَ الحَقَّ عَلَی اهْوَائِهِ، يُؤْمِنُ مِنَ العَظائِمِ وَ يُهَوِّنُ كَبيرَ الجَرائِمِ، يَقولُ: أَقِفُ عِندَ الشُّبُّهَاتِ، وَ فِيهَا وَقَعَ، وَ أعْتَزِلُ الْبِدَعَ، بَيْنَهَا اضْطَجَعَ فَالصُّورَة صُورَة إنسانٍ وَ القَلْبُ قَلْبُ حَيوانٍ، لَا يَعْرِفُ بَابَ الهُدَی فَيَتَّبِعَهُ،
