
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
63ربّانی، مجّانی به آن حضرت داده نشده است بلكه به مجازات ابتلائات و امتحانات عجیب بوده است كه هیچ یك از پیغمبران به این حدّ اذیّت و آزار نشدند. یكایك از ابتلائات پیغمبران از زحمت امّت و شماتت و استهزاء و بیرون كردن از شهر و كشتن و فرار كردن و ارتداد از آئین و حبس و زجر و ابتلای با جاهلان امّت ووو ... همه و همه در وجود مقدّس رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم جمع بود لذا فرمود: مَا اوذِیَ نَبِیُّ مِثْلَ ما اوذيتُ «هیچ پیامبری بمانند من اذیّت نشده». و همه به مولای متقیّان علیه السّلام ارث رسید و از طفولیّت تا وقتی كه در محراب عبادت فرق مباركش شكافت آنی از رنج و الم فارغ نبود، چه در مكّه مكرّمه در دوران بعثت رنجهای غیر قابل تحمّل را متحمّل شد و چه بعد از هجرت به مدینه و چه بعد از رحلت رسول خدا و دوران سیاه و تاریك بیست و پنج ساله و چه در دوران حكومت ظاهری خود ساعتی فارغ نبود. اگر بر اسماعیل ذبیح امتحان قتل پیش آمد و بالأخره هم عملی نشد آن حضرت خود را در فراش رسول خدا در شب هجرت حاضر برای آماج شمشیرهای برّان سران طوایف عرب نموده و هر لحظه آن قتلی بود و شهادتی. اگر ابراهیم خلیل به بیست و چهار امتحان آزمایش شد كه از همه مهمّتر داستان كشتن فرزند دلبندش اسماعیل است آن حضرت با علم الیقین از وقعه اولاد فاطمه و كشته شدن حضرت امام حسن و حضرت امام حسین و وقعه كربلا مطّلع بود و كراراً از این قضایای دلخراش خبر میداد و گریه میكرد ولی عهدی است كه خدا و رسول خدا با او نمودهاند و او قبول نموده و برای احیاء دین خدا امضاء كرده است، و همچنین راجع به سایر ابتلائات، و بر پایه و اساس البَلاءُ بِقَدْرِ الوِلاء آن حضرت از همه پیغمبران مصیبتش در دنیا عظیمتر و صبرش بیشتر و جهادش بزرگتر بود. صَلَّی اللَه عَلَیْكَ یا أَبا الحَسن.
أبو نعیم اصفهانی در «حلیة الاولیاء» ج ١، ص ٦٦ و ص ٦٧ با اسناد خود از أبو بُرزه روایت كرده است: كه قال: قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إنَّ اللَهَ عَهِدَ إلَیَّ عَهْداً فی عَلِیٍّ، فَقُلْتُ: يَا رَبِّ بَيّنَهُ لِی، فَقَالَ: اسْمَع، فَقُلْتُ: سَمِعْتُ: فَقَالَ: إنَّ عَلِيًّا رَايَة الهُدی وَ امامُ اولِيائِی وَ نُورُ مَن اطاعَنی وَ هُوَ الكَلِمَة الَّتی الزَمْتُها المُتَّقِينَ؛ مَن أحَبَّهُ أحَبَّنی وَ مَنْ أبْغَضَهُ أبْغَضَنی، فَبَّشَّرْهُ بِذَلِكَ فَجاءَ عَلِیُّ فَبَشَّرْتُهُ فَقَالَ: يَا رَسُولُ اللَهِ انَا عَبْدُ اللَهِ وَ فِی قَبْضَتِهِ فَإن يُعَذِّبْنی فَبِذَنْبی وَ إن يُتِمَّ لِی الَّذی بَشَّرْتَنی بِهِ فَاللَهُ أولَی بِی. قالَ: قُلْتُ: اللَهُمَ
