
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
61جماعتی به طرف شطّ حركت كردند، من با علی علیه السّلام و سایر مردم میآمدیم تا در وسط صحرا رسیدیم. مردم گفتند: یا أمیر المؤمنین ما از تشنگی در خوف هستیم، حضرت فرمود: خدا شما را آب خواهد داد. و راهبی در نزدیك ما در دیری زندگی میكرد، أمیر المؤمنین آمدند تا در محلّ معیّنی و گفتند: اینجا را حفر كنید، مردم مشغول حفر كردن شدند و من نیز از آنها بودم، حفر كردیم، مقداری فرو رفتیم كه یك سنگ بزرگی ظاهر شد، حضرت فرمود: این سنگ را درآورید، مردم كمك كردند تا سنگ را درآوردیم كه دیدیم یك چشمه آب سرد و گوارا ظاهر شد، همه سیراب شدند، چون یك میل راه رفتیم بعضی از مردم تشنه شدند و گفتند: برگردیم و از آن چشمه آب بخوریم من هم با آنها آمدم هر چه گشتیم چشمهای ندیدیم؛ نزد آن راهب رفتیم و گفتیم: چشمهای كه اینجا بود چه شد! گفت: كدام چشمه؟ گفتیم: چشممهای كه ما آب خوردیم و سیراب شدیم و حالا هر چه جستجو میكنیم نمییابیم. راهب گفت: این چشمه را نمیتواند استخراج كند مگر پیغمبر یا وصیّ پیغمبر.
علّامه امینی این قضیّه را در «الغدیر» ج ٣، ص ٣٩٣ از كتاب «صفّین» نصر بن مزاحم با مختصر اختلافی آورده است، و در آخر گوید: خطیب در «تاریخ بغداد» آنرا ذكر كرده است.
و در این واقعه حمیری گوید:
وَ مَنْ حَمَلَتْهُ الرِّيحُ فَوْقَ سَحابِة *** بِقُدْرَة رَبِّ قَدْرَ مَن شَاءَ يَرْفَعُ وَ مَرَّ بِأصحَابِ الرَّقِيمِ مُسَلِّماً *** فَرَدُّوا مِنَ الكَهْفِ السَّلَامَ فَاسْمَعُوا وَ مَنْ فَجَّرَ الصَّخْرَ الاصَمَّ لِجُنْدِهِ *** فَفَاضَ مَعيناً مِنْهُ لِلْقَوْمِ يَنْبَعُ وَ مَنْ لِصَلاة العَصْرِ عِندَ غُرُوبِهَا *** تُرَدُّ لَهُ الشَّمْسُ بِيضاءُ تَلْمَعُ فَصَلَّی صَلاة العَصْرِ ثُمّ انْثَنَت لَه *** تَسيرُ كَسيَرِ البَرْقِ وَ البَرْقُ مُسْرِعُ فَيا لائمی فی حُبِّهِمْ كُفَّ انَّنی *** بِحُبِّ أميرالُمؤمِنِينَ لَمُولِعُ وَ لا دِنْتُ إلّا حُبَّ آل مُحَمَّدٍ *** وَ لَا شَیء مِنْهُ فِی القِيامَة أنفَعُ إذَا العَدْلُ وَ التَّوحِيدُ كَانَا وَ حُبُّهُ *** بِقَلْبِی فَانِّی العَابِدُ المُتَطَوِّعُ انَا السَّيِّدُ القَوّالُ فِيهِمْ مَدائِحا *** تَمَرُّ بِقَلْبِ النَّاصِبِينَ فَتَصْدَعُ1 - «دیوان حمیری» ص ٢٧٨.
