
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
58٣ ـ چون آتش جنگ چنان افروخته میشد كه خلایق، جنگ را رها میكردند و خالی میگذاردند؛ و مردان جنگجو و رزم آزما و بزرگان قوم از آن اعراض مینمودند.
٤ ـ او به سوی اقران و همطرازان خود میرفت؛ و در دستش شمشیر برّان صیقل زده بود.
٥ ـ او همچون شیر شرزه در میان شیر بچّهگان خود حركت میكرد كه آن شیر را طمع صید از میان درختان سر به هم آورده و به هم پیچیده و از میان نیزارها خارج كرده و ظاهر ساخته است.
٦ ـ علی همان كسی است كه در یك شب بر او میكائیل و جبرائیل سلام كردند.
٧ ـ میكائیل با هزار فرشته، و جبرائیل با هزار فرشته، و به دنبال آن اسرافیل با هزار فرشته همگی سلام كردند.
٨ ـ و این فرشتگان همچون پرندگان ابابیل در شب بدر از آسمان به عنوان كمك و مدد فرود آمدند.
و نیز حِمیَری گوید:
وَ سَلَّمَ جِبريلُ وَ مِيكالُ لَيْلَة *** عَلَيْهِ وَ حَيّاهُ سرافيلُ مُعْرِباً أحاطوا بِهِ فی رَدْءهِ جاءَ يَستَقی *** وَ كانَ علی ألفٍ بِها قَدْ تَحَزَّبا1 ثَلَاثَة آلافٍ مَلائكَ سَلَّمُوا *** عَلَيْهِ فَأدناهُمْ وَ حَيّا وَ رَحَّبا2 ١ ـ در یك شب جبرائیل و میكائیل و اسرافیل بر علی سلام كردند؛ و با كلام روشن و فصیح تحیّت گفتند.
٢ ـ برای محافظت علی كه رفته بود آب بیاورد، او را احاطه كردند؛ و هر یك از آنان با هزار فرشته كه جزء حزب و دسته او بودند، آمده بودند.
٣ ـ سه هزار فرشته بر او سلام كردند؛ و علی آنها را به خود نزدیك كرد، و به آنها تحیّت گفت و درود فرستاد.
- «مناقب» ج ١، ص ٤٠٧.
- «دیوان حمیری» ص ٧٧.
