
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
54وَ طارِقُ البابِ عَلَی كَهْفِهِم *** فِی الخَبَرِ المَشهُورِ عَن جَابِر1 «علی آن كسی است كه در كهف را زد؛ و با اهل آن به سخن پرداخت؛ چنانكه در خبر مشهور از جابربن عبد اللَه انصاری آمده است».
و ابن العضد گوید:
مَن كَلَّمَ الفِتيَة فِی الكَهْفِ وَ لَمْ *** يُكَلِّمُوا حَقّاً سِواهُ إذ دَعا2 «علی آن كسی است كه با جوانمردان كهف سخن گفته است، و آنان با هیچكس در وقت تكلّم و صدا كردن، هرگز سخنی نگفتهاند».
و ابو الفتح گوید:
وَ فِی الكَهْفِ مَنقَبَة حُسْنُها *** عَلَی الرَّغْمِ مِن مَعْطَسِ الادْلَم غَداة يُسَلِّمُ فِی صَحْبِهِمْ *** سَلامَ الصُّحاة عَلَی النوَّمِ فَنادَوْهُ أجْمَعْ عَلَيْكَ السَّلَام *** فَذَاكَ عَظِيمٌ لِمُسْتَعْظِمُ3 «و در كهف برای أمیر المؤمنین منقبتی است، كه حُسن و نیكوئی آن منقبت، موجب ترغیم و به خاك مالیدن بینی آن شخص سیاه چهره است، (یعنی بینی او را به خاك میمالد).
صبحگاهان كه علی در جماعت اصحاب كهف سلام كرد؛ سلام شخص هشیار و بیداری كه بر شخص خواب سلام كند، همگی به أجمعهم ندا در دادند كه: سلام بر تو باد. و این منقبت برای كسی كه آن را بزرگ شمارد، منقبت عظیمی است».
از سلمانِ شلقان4 روایت است كه گوید: از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام شنیدم كه میفرمود: «أمیرالمؤمنین علیه السّلام اقوام مادری (خُؤوله) در بنی مخزوم داشتند. جوانی از آنها نزد حضرت آمد و عرض كرد: ای دائی جانِ من برادر من كه با من از مادر متولّد شده بود مرده است و من در فراق او به شدّت محزونم. حضرت فرمود: میل داری او را ببینی؟ گفت: بله. حضرت فرمود: قبر او را به من
- «مناقب ابن شهرآشوب» ص ٤٧٦.
- همان.
- همان.
- شلقان قریهای است در مصر و شاید ذكر شلقان بعد از سلمان برای آن باشد كه از سلمان فارسی تمیز داده شود چون سلمان شلقان از اصحاب حضرت صادق و از روات آن حضرت است.
