اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج4

0
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

امام شناسی ج4

108
  •  «برید بن معاویه عجلی گوید: از حضرت باقر علیه السّلام درباره شأن نزول آیه‌ ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‌﴾ سؤال كردم، حضرت فرمود: خداوند در این آیه ما را اراده كرده است، و علی بن أبی‌طالب با فضیلت‌ترین و مقدّم‌ترین و بهترین ماست بعد از نبّی مكرّم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم».

  •  و شیخ صدوق ابن بابویه با اسناد متّصل خود از عطیّه عوفی از ابو سعید خدری روایت كرده است كه‌ قال: سالت رسول اللَه عن قول اللَه جل ثناؤه قال الذی‌ ﴿عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‌﴾قال: ذاك وصی اخی سليمان بن داود. فقلت له: يا رسول اللَه فقول اللَه: ﴿قُلْ كَفى‌ بِاللَهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾‌؟ قال: ذاك اخی علی بن أبی طالب‌1.

  •  «ابو سعید گوید: از رسول خدا درباره آیه ﴿الذّي عنده علم من الكتاب﴾ سؤال كردم فرمود: شأن نزول آن درباره وصیّ برادر من سلیمان بن داود است، عرض كردم: ای رسول خدا مراد و شأن نزول آیه ﴿و من عنده علم الكتاب﴾ كیست؟ فرمود: برادر من علی بن أبی طالب».

  • میزان علم ائمه علیهم السلام‌

  •  محمّد بن یعقوب كلینی با اسناد خود از محمّد بن سلیمان، از پدرش، از سدیر روایت می‌كند. قال: كنت انا و ابو بصير و يحيی البزاز و داود بن كثير فی مجلس ابی عبد اللَه عليه السّلام اذ خرج علينا و هو مغضب، فلما اخذ مجلسه قال: يا عجبا لاقوام يزعمون انا نعلم الغيب، لا يعلم الغيب الا اللَه عز و جل، لقد هممت بضرب جاريتی فهربت منی فما علمت فی ای بيوت الدار هی. قال: سدير فلما ان قام من مجلسه و صار فی منزله، دخلت انا و ابو بصير و ميسر و قلنا: جعلنا اللَه فداك سمعنا و انت تقول كذا و كذا فی امر جاريتك و نحن نعلم انك تعلم علما كثيرا و لا ننسبك الی علم الغيب!؟ قال: فقال: يا سدير اما تقرأ القرآن؟ قلت: بلی. قال: فهل وجدت فيما قرات من كتاب اللَه عز و جل: ﴿قال الذى‌ عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ﴾‌ انا آتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك؟ قال: قلت: جعلت فداك قد قراته. قال: فهل عرفت الرجل و هل علمت ما كان عنده من علم الكتاب؟ قال: قلت: اخبرنی به. قال: قدر قطرة من ماء البحر الاخضر، فما يكون ذلك من علم الكتاب؟ قال: قلت: جعلت‌

    1. «غایة المرام» ص ٣٥٨ حدیث دوازدهم، و «ینابیع الموده» باب ٣٠ ص ١٠٣ مرفوعاً.