اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج4

27٬505
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

سرای جاوید

امام شناسی ج4

45
  • انبساط و امتدادی كه از نور بلند و آشكارای خود، از خود ظاهر نموده بود».

  •  و این قضیّه در بركه آب (نام محلّی است) به وقوع پیوست؛ و یكبار هم در بابل، چون رجوع شخص منقاد و مطیعی به امر او رجوع كرد».

  •  و سروجی گوید:

  • وَ الشَّمْسُ لَمْ تَعْدِلُ بِيَومِ بَابِلِ‌***وَ لَا تَعَدَّتْ امْرُهُ حينَ امَر
  • جاءت صَلاة العَصْرِ وَ الحَرْبُ عَلَی‌***ساقٍ فأومی نحْوَها ردَّ النَّظَر
  • فَلَمْ تَزَلْ واقِفَة حَتَّی قَضی‌***صَلاتُهُ ثُمَّ هَوَتْ نَحْوَ المَقَر1
  •  «و خورشید در روز بابل از امر علی در هنگامی كه به آن امر نموده بود، عدول و تعدّی نكرد. چون موقع نماز عصر رسیده بود، و آتش جنگ بر پا بود، أمیر المؤمنین اشاره‌ای به خورشید كرد و با نگاه خود به او امر كرد. و خورشید همین طور از حركت ایستاد تا علی نمازش را خواند و سپس به جای خود سرازیر شد».

  •  ابن شهرآشوب گوید: با سلسله سند متّصلی كه دارم روایت كردند برای من ابن شیرویه دیلمی، و عبدوس همدانی، و خطیب خوارزمی از كتابهای خودشان، و روایت كردند برای من جدّ اعلای من شهرآشوب، و محمّد فتّال از كتابهای اصحاب ما مانند ابن قولویه، و كشّی، و عَبدكی از سلمان و أبوذر و ابن عبّاس و علیّ بن أبی‌طالب علیه السّلام كه: «چون با رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم شهر مكّه را فتح نمودیم و به هوازن رسیدیم حضرت فرمودند: ای علی برخیز و مقام و منزلت خود را نزد خدای تعالی بنگر، چون خورشید طلوع كند با او تكلّم كن. أمیر المؤمنین علیه السّلام برخاستند و به خورشید در حال طلوع گفتند: السَّلَامُ عَلَيْكَ أيَّهُا العبد الدائبُ فی طاعَة اللَهِ رَبِّهِ. «سلام بر تو ای بنده كوشا در راه اطاعت و بندگی پروردگار خود». خورشید جواب آن حضرت را داد و گفت: وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يا أخا رَسُولِ اللَه وَ وَصِيَّهُ وَ حُجَّة اللَهِ عَلَی خَلْقِهِ. «سلام بر تو ای برادر و وصیّ پیغمبر خدا و ای حجّت خدا بر بندگانش». أمیرالمؤمنین ناگهان خود را به زمین انداخته و به سجده رفت و در حال گریه، شكر می‌نمود. حضرت رسول خدا علی را از زمین برداشتند و با دست مبارك خود بر چهره او می‌كشیدند و فرمودند: برخیز ای حبیب من، ملائكه آسمان از گریه تو به گریه در آمدند و خداوند به تو بر حمله عرشش مباهات نمود. و سپس فرمود: الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی‌

    1. «مناقب ابن شهرآشوب» ج ١، ص ٤٦١.
/ 24