اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج4

27٬505
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

سرای جاوید

امام شناسی ج4

39
  • بیابان خشك و بی آب و علف از كجاست؟ عرض كرد: ای آقای من چون من به یاد می‌آورم ولایت شما اهل بیت را سیر می‌شوم، و چون تشنه شوم از دشمنان شما بیزاری می‌جویم سیراب می‌گردم. حضرت فرمود: با بركت باشی با بركت باشی. و سپس آن مرغ پرید، مثل قول خدا كه از قول سلیمان می‌گوید: ﴿يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ﴾.1

  •  محمّد بن وهبان ازدی دیبلی در «معجزات النُبوّة» در ضمن خبری درباره أمیر المؤمنین نقل می‌كند كه: «صفّی از مرغابیان در آسمان بر بالای سر أمیر المؤمنین در پرواز بودند و صدا می‌كردند و فریاد و غوغائی بر پا كرده بودند. حضرت به یاران خود گفتند: اینها بر شما سلام می‌كنند. بعضی از اهل نفاق با یكدیگر به اشاره و كنایه گوشه زدند. حضرت به قنبر فرمودند: ای قنبر با صدای بلند آواز ده و بگو: ای جماعت مرغابیان دعوت أمیرالمؤمنین و برادر رسول ربّ العالمین را اجابت كنید. قنبر صدا كرد، ناگهان مرغ‌ها پائین آمده و دور سر أمیرالمؤمنین دور می‌زدند. حضرت فرمودند: بگو پائین بیایند. چون قنبر گفت، مرغها آنقدر پائین آمدند كه سینه‌های آنها به زمین صحن مسجد می‌خورد و همه در جای معیّنی قرار گرفتند. حضرت با آنها صحبت كرد به لغتی كه ما نفهمیدیم. آنها سرهای خود را به جلو می‌كشیده و صدا می‌كردند، حضرت فرمود: به اذن خدا به سخن درآئید، در آن وقت همه به اذن خدا تكلّم نموده و به زبان عربی آشكار گفتند: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَميِرَالمؤمِنِينَ وَ خَلَيفَة رَبِّ العَالَمِينَ. و این مطلب مانند قول خدای تعالی است كه درباره حضرت داوود علیه السّلام می‌فرماید: ﴿يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ...﴾2

  •  و در «علل الشرایع» از علیّ بن حاتم قزوینی با اسناد خود از اعمش از ابراهیم بن علیّ بن أبی‌طالب روایت است كه: «آن حضرت روزی از منزل خارج و كنار فرات ایستادند و گفتند: ای هناش، در این حال یك جِرّی (كه نوعی از مار ماهی است و عرب آنرا حَنكَلیس و ثُعبان الماء گوید) سر از آب به‌درآورد. حضرت فرمود: كیستی؟ گفت: من از امّت بنی اسرائیل بودم، ولایت شما را بر من عرضه داشتند قبول نكردم خدا مرا به صورت مارماهی مسخ كرد.3»

    1. «مناقب ابن شهرآشوب» ج ١، ص ٤٥١.
    2. «مناقب ابن شهرآشوب» ج ١، ص ٤٥٢. و همچنین آیه ١٠، سبأ: ٣٤.
    3. «مناقب ابن شهرآشوب» ج ١، ص ٤٥٢.
/