
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
96و البتّه خداوند خلف وعده نمیكند».
در این آیات به طور وضوح بیان میكند كه علّت عدم پذیرش قرآن همان عدم تمكین دل از پذیرش حقّ و انقیاد در برابر واقعیّت است، و اگر به این قرآن كه راقیترین و عظیمترین معجزه است ایمان نیاورند به كدام معجزه دیگر ایمان میآورند؟ و سپس بیان افرادی را از امتّهای گذشته كه به جهت عناد و خودسری به پیغمبرانشان ایمان نیاوردند مینماید، و افرادی را كه به جهت پذیرش حقّ از مؤمنان داخل در بهشت میگردند و پیغمبرانی را كه با معجزه و آیه آمدند و امتها با آنها از روی مكر و خدیعت رفتار كردند بیان میكند تا میرسد به آیه آخر سوره: ﴿وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾. «و كافران اصل نبوت تو را انكار میكنند بگو تنها گواه من بر رسالت من خداست و كسی كه در نزد او علم به كتاب است».
در اینجا ملاحظه میشود كه كافران چون قرآن كه بزرگترین معجزه است نپذیرفتند، و معجزات دیگری كه میخواستند پیغمبر برای آنها نیاورد، یكسره انكار اصل نبوّت را نمودند، و تا به حال انكار نمیكردند بلكه دنبال معجزه دیگری میگشتند، در اینجا كه امیدشان از آن معجزه قطع شد به كلّی انكار كردند، و پیغمبر آن دو بار جوابی را كه باید در آن دو مرحله راجع به حقانیّت و اعجاز قرآن به آنها بدهد و گواه بر رسالت خود آورد اینجا آورده و فرموده است: ای مردم كافر این قرآن كه خود عالیترین معجزه است بر من فرود آمده است و خدای من در این قرآن شهادت بر رسالت من داده است و كسی كه عالم به قرآن است او گواه بر نبوّت من است.
كیّفیّت شهادت خداوند بر رسالت پیامبر اكرم صلی اللَه علیه و آله و سلّم
بنابراین شهادت خدا احاله بر غیب و امر غیر معلوم نیست و دعوای بدون برهان نیست، چون گواهی خدا در قرآن، و عالم به كتاب امری مشهود و معلوم و در نزد كفّار مشخّص است، و دلیل بر صحّت این دعوی اعجاز قرآن است كه ضروری است. بنابراین، این آیه مباركه ناظر به تمام سوره و جوابگوی تمام اعتراضات مشركین و كافران است، و ناظر به آیه اوّل سوره و آیه نوزدهم كه حقانیّت كتاب را اثبات میكند بوده، و صدر و وسط و ذیل سوره را با حسن افتتاح و حسن اختتامی به هم میپیوندد، به طوری كه اگر این آیه را از این سوره برداریم گوئی یك جهت نقصانی در این سوره موجود است.
