
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
88٢ ـ بنابراین، آن فرزند متولّد شده در كعبه كه خانه خداست، سزاوارتر است برای آنكه حقّاً فرزند صاحب خانه باشد.
٣ ـ او (علیّ بن أبی طالب) پس از پیامبر مصطفی بهترین خلایق است؛ از بالاترین نقطه عرش گرفته، تا پائینترین مرتبه زمین در زیر خاك.
٤ ـ مقام و منزلت عالی و مُشرِف او به امُّ القُری (مكّه مكرّمه) لباس عزّتی پوشانید كه پیوسته آن عزّت منع میكند كه در قُرقگاه آن كسی وارد شود.
٥ ـ خواه آن كس عُزَیر باشد؛ و خواه عیسی بن مریم؛ چون هیچ كس نمیتواند بدون احرام نزدیك آن شود.
٦ ـ او در وجود و هستی، بر تمام عالم كون و تكوین پیشی گرفته است؛ و عالم غیب و شهود را طیّ نموده، و در هم پیچیده است.
٧ ـ و هر چه در عالم آفرینش و خلقت است، جُود و بخششی است كه از دست با میمنت اوست؛ زیرا كه او دست خداست.
٨ ـ سیّد و آقائی است كه به واسطه مقدم او قبیله مُضَر حائز افتخار و مباهاتی شده است كه از تمام افراد بشر بالا رفته است.
٩ ـ چهره تابناك او در فَلَك بالا، چون ماه درخشانی است، كه با آن، نه با ستارگان، راهنمائی میشوند.
١٠ ـ و او دست خداست كه نعمتها را میریزد؛ و در عالم وجود افاضه میكند، به طرف معنی و مقصود خود؛ تا آنكه عالم وجود به منفعت و بهره كافی نائل گردد.
و حكیم الهی میرزای جلوه چه عالی و رسا به فارسی سروده است:
غیر علی كسی نكرد خدمت احمد *** غمخور موسی نباشد الّا هارون صورت انسانی و صفات خدائی *** سبحان اللَه از این مركّب و معجون كرد جهانی ز تیغ زنده به معنی *** از دم تیغش اگر چه ریخت همی خون ساحت جاهش به عقل پی نتوان برد *** نتوان با موزه درگذشت ز جیحون سوی شریعت گرای و مهر علی جوی *** از بن دندان اگر نه قلبی و وارون1 - «سفیة البحار» ج ٢ ص ٢٣٠.
