
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
85كه آن قبّه را احاطه كرده است.
٢٥ ـ پس فروتنی و تواضع كن زیرا آنجا دار قدس و خانه طهارت است كه افلاك آسمان آرزو میكنند خاكش را بوسه زنند.
٢٦ ـ به او بگو در حالیكه اشكهای خونینت چون دانههای عقیق میریزد و در حالی كه عشق سوزان تو به آتش درخت غضای آن خانه و سرزمین گرم میشود.
٢٧ ـ ای پسر عموی مصطفی تو ید اللَه و دست خدائی كه باران رحمتش همه چیز را فرا گرفته است.
٢٨ ـ تو قرآن قدیم خدا هستی، و اوصاف تو آیات آن قرآن است كه خدا وحی كرده است.
٢٩ ـ خداوند برای تو كافی است و بس، در خصال پسندیده و ملكات حمیدهای كه داری، و تعداد آنها به اندازه اعداد، نامتناهی است.
٣٠ ـ بعد از پیامبر، از میان جمیع مخلوقات، تو بهترین آفریدهای، آری در فراز آسمان بهترین كوكبی كه هست همان خورشید و ماه آسمان است.
٣١ ـ تو ذاتی داری مانند ذات پیغمبر، و اگر این چنین نبود پیامبر تو را برادر خود نمیكرد.
٣٢ ـ شما دو نفر از پستان وصال شیر خوردهاید، آن پستانی كه غذای آن از جوهر تجلّی اسماء و صفات خداوندی بوده است.
٣٣ ـ ای علی، در مقدار و تعیّن همین قدر بس است كه از عالم لاهوت هستی! آن عالم لاهوتی كه درجات علیای آن به احاطه هیچ موجودی در نیاید.
٣٤ ـ تو دارای نفسی هستی كه از گوهر لطف حضرت احدیّت ریخته شده است، خداوند همه نفسها را فدای تو گرداند.
٣٥ ـ در عالم قضا و قدر خداوند، آنچه واقع شود، تو بر آن ولایت داری، چه در امور باقیّه آن، و چه در امور فانیّه آن.
٣٦ ـ ای برادر مصطفی، من گناهانی دارم كه خار چشم من گردیده است، و تو فقط زداینده و از بین برنده آن هستی!
٣٧ ـ ای پناه و فریادرس شخص مبتلا و دردمند، كه برای رفع بلیّه و گرفتاری، دعوت او را اجابت میكنی، آن شخص دردمندی كه غیر از تو كسی
