
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
231وَ خِلافَة مَا إن لَها لَوْ لَمْ تَكُنْ *** مَنصُوصَة عَنْ جيدِ مَجْدِكَ مَعْدِلُ تا آنجا كه میگوید:
عَجَباً لِهَدیِ الارضِ يُضْمِرُ تُربُهَا *** اطْوَادَ مَجْدِكَ كَيفَ لَا تَنَزَلْزَلُ عَجَباً لاملاكِ السَّماءِ يَفُوتُهَا *** نَظَراً لِوَجْهِكَ كَيْفَ لَا تَتَهيَّلُ يَا أَيُّهَا النَّبَأُ العَظِيمُ فَمُهْتَدٍ *** فی حُبِّهِ وَ غُواة قَوْمٍ جُهَّلُ يَا أَيُّهَا النّارُ الَّتی شَبَّ السَّنا *** مِنها لِمُوسی و الظَّلامُ مَجَلَّلُ يَا فُلْكَ نُوحٍ حَيْثُ كُلُّ بَسيِطَة *** بَحْرٌ يَمُورُ وَ كُلُّ بَحْرٍ جَدوَلُ يَا وَارِثَ التَّوراة وَ الإنجِيلِ وَ *** القُرآنِ وَ الحِكَمِ الَّتی لا تُعْقَلُ لَوْلاكَ مَا خُلِقَ الزَّمانُ وَ لا دَجی *** غِبَّ ابْتِلاجِ الفَجْرِ لَيْلٌ ألَيْلُ و تا آنجا كه میگوید:
إن كانَ دينُ مُحمَّدٍ فِيهِ الهُدی *** حَقّاً فَحُبُّكَ بَابُهُ وَ المَدْخَلُ و تا آنجا كه میگوید:
صَلَّی عَليكَ اللَهُ مِن مُتَسَرْبِلٍ *** فَمُصاً بِهِنَّ سِواكَ لَا يَتَسَرْبَلُ وَ جَزَاكَ خَيْراً عَن نَبِيِّكَ إنَّهُ *** الفاكَ نَاصِرَهُ الَّذی لا يَخْذُلُ سَمعاً أميرَالمؤمِنیَ قَصائِداً *** يَعْنُو لَها بُشرٌ وَ يَخْضَعُ جَرولُ الدُّرُّ مِنْ ألفاظِها لَكِنَّهُ *** دُرٌّ لَهُ ابْنُ الْحَديدِ يُفَصِّل هَی دوُنَ مَدْحِ اللَه فِيكَ وَ فَوْقَ مَا *** مُدِحَ الوَرَی وَ عَلَاكَ مِنْهَا أَكْمَل1 در این قصیده ابن أبی الحدید به روش شاعر غزل سرا كه به عشق معشوق مبتلا و در آتش هجران او در سوز و گداز، و محبوب را در برابر عشق سوزان و ذوق گدازان خود كم مهر و بی التفات دیده به طوری كه اجازه ورود عاشق مسكین را به هیچ وجه به حرم سرای منیع خود نمیدهد و حتّی از تكلّم و التفات و نگاهی كه چون مرهم بر دل خسته اوست دریغ میكند سخن خود را با أمیر المؤمنین علیه السّلام از در شكوه و گلایه باز كرده میگوید:
- این قصیده با قصائد دیگر این ابی الحدید كه به «قصائد سبع علویّات» معروف است در ضمن كتاب «مُعلّقات سبع» به طبع رسیده است.
